حکایتی از کتاب شگفتی های مهتاب: کرامت و اشک آسمان

  • شنبه - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • ‍ کرامت و اشک آسمان بعدازظهر یکی از روزهای تابستان سال 1369 زنگ منزلمان به صدا در آمد. وقتی در را باز کردم، جوانی را دیدم که بعد از سلام و احوالپرسی، از من درخواست نمود تا کمی از وقتم را در اختیارش بگذارم و ...

    معیار بهره مندی از کتاب؛(از مجموعه آثار استاد قمری شریف آبادی)

  • شنبه - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • ‍ معیار بهره مندی از کتاب کتاب، تجسم روح و روان نویسنده و نشان دهنده نوع انديشه و ميزان شناخت اوست و خوانندگان با مطالعه هر کتاب، در حقیقت، نور هدایت و یا ظلمت ضلالت را در صحیفه وجود خویشتن ترسیم می کنند و ...

    حکایتی از کتاب رویاها و تعبیرها: روح تفرقه انگیز

  • شنبه - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • ‍ روح تفرقه انگیز اواخر سال 1382، متوجه تغییر در رفتار و اندیشه برخی از شاگردانم شدم؛ دانستم که این مسئله شیطانی و نتیجه تأثیر روحی است که مایه جدایی و تفرقه میان شاگردانم شده است. موضوع را پیگیری کردم و فهمیدم یکی از شاگردانم به ...

    حکایتی از کتاب شگفتی های مهتاب: پیشگویی تولد فرزند

  • شنبه - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • ‍ پیشگویی تولد فرزند در زمان جوانی حدود 24 سالگی، دوستی داشتم به نام اصغر مهربانی که همسر سیده ای داشت. تقریباً 12 سال بود که صاحب فرزند نمی شدند. یک روز داشتم از کنار خانه ام می گذشتم که دیدم او به اتفاق همسرش از ...

    حکایتی از کتاب رویاها و تعبیرها: خانم نابینا

  • شنبه - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • ‍ خانم نابینا در یکی از روزهای پاییز سال 1365، در منزل آقایی که خانمش نابینا بود، مشغول نقاشی منظره بودم. هنگام ظهر سر سفره غذا آن خانم نابینا به من گفت: استاد! من در مورد تعبیر خواب، تعریف شما را خیلی شنیده ام. از شما ...

    حکایتی از کتاب شگفتی های مهتاب: واگذار کردن ظالم به حضرت عباس (ع)

  • شنبه - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • واگذار کردن ظالم به حضرت عباس(ع) سال 1349، در کارخانه اطلس بافت شهر ري، واقعه ای شگفت انگیز رخ داد. سرپرست قسمتی که ما کار می کردیم، شخص بی بندوباری بود که با کمونیست ها نیز ارتباط بسیاری داشت. روزی مرتکب توهین به یکی از ائمه ...

    حکایتی از کتاب رویاها و تعبیرها: زیارت تصاویر معصومین (ع) در ماه رجب

  • جمعه - ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • ‍ زیارت تصاوير معصومین(ع) در ماه رجب سحرگاه یکی از شب های ماه رجب سال1390ش در نمازخانه ام مشغول ذکر صلوات بودم که مشاهده نمودم تصاوير حضرات معصومین (ع) به دیوار عبادتگاهم نصب شده است و هر شب، هنگام سحر آنها را زیارت می کنم و ...

    حکایتی از کتاب شگفتی های مهتاب: بی ادبی یک ثروتمند به ولیّ الهی

  • جمعه - ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • بی ادبی یک ثروتمند به ولی الهی بعدازظهر یکی روزهای سال 1361 که جلوی درب حیاط منزلمان نشسته و مشغول خواندن کتاب «لسان الغیب عطار نیشابوری» بودم، دیدم شخصی که از سرمایه داران بزرگ شهرستان به شمار می رفت و از زمان خرید ملک مسکونی مان ...

    حکایتی از کتاب رویاها و تعبیرها: سنگ و بلور

  • جمعه - ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • ‍ سنگ و بلور سال 1383، یکی از شاگردانم نزد من آمد و گفت : خانمم امروز بعد از نماز صبح خوابی دیده که بسیار او را نگران کرده است. همسرم خوابش را اینگونه برایم تعریف کرد و گفت : « خواب ديدم كه یک مرد ...

    حکایتی از کتاب شگفتی های مهتاب: شفای مریض با کلمه «بسم الله الرحمن الرحیم»

  • جمعه - ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • شفای مریض با کلمه « بسم الله الرحمن الرحیم » یکی از روزهای سال 1387، به همراه چند نفر از اعضای جلسه ام، برای عیادت یکی از شاگردانم که به سختی مریض شده بود، به تهران رفتیم. هنگامی که به منزل ایشان رسیدیم، دیدیم که ...

    گالــــری