حکایتی از کتاب رویاها و تعبیرها: دعای سکینه

  • شنبه - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • دعای سکینه سال 1369، یکی از دخترانم که حدود بیست سال سن داشت، یک روز صبح به نزد من آمد و گفت: «پدر! امروز بعد از نماز صبح، خواب دیدم که شما دعایی با نام «سکینه» به من دادید و فرمودید: هر روز بعد از نماز ...

    حکایتی از کتاب رویاها و تعبیرها: سخن گفتن با مرغ

  • شنبه - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • ‍ سخن گفتن با مرغ در دوران جوانی، زمانی که حدوداً بیست و هفت ساله بودم، یکی از بستگان نزدیک ما، پسر شانزده ساله ای داشت که به طور مادرزادی از نظر عقل، ناقص و دچار مشکل روانی بود و من کاملاً از وضعیت آنها با ...

    حکایتی از کتاب رویاها و تعبیرها: آبیاری بوستان ولایت

  • شنبه - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • ‍آبیاری بوستان ولايت در آخرین شب ماه مبارک رجب سال 1377، در عالم رؤیا، خود را در حال آبیاری گلها و درختان یک باغ دیدم و احساس می کردم آن باغ زیبا برای من است. بعد از زمانی که کار آبیاری تمام شد، خود را شست ...

    حکایتی از کتاب رویاها و تعبیرها: صحبت با کفتار

  • شنبه - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • ‍ صحبت با کفتار در یکی از روزهای سال 1394، فردی از شخصیت های سیاسی و فرهنگی نزد من آمد و گفت: جناب آقای قمری! چند روز پیش بعد از نماز صبح خواب عجیبی دیدم که می خواهم شما آن را برایم تعبیر کنید. در خواب ...

    معیار بهره مندی از کتاب؛(از مجموعه آثار استاد قمری شریف آبادی)

  • شنبه - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • ‍ معیار بهره مندی از کتاب کتاب، تجسم روح و روان نویسنده و نشان دهنده نوع انديشه و ميزان شناخت اوست و خوانندگان با مطالعه هر کتاب، در حقیقت، نور هدایت و یا ظلمت ضلالت را در صحیفه وجود خویشتن ترسیم می کنند و ...

    حکایتی از کتاب رویاها و تعبیرها: روح تفرقه انگیز

  • شنبه - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • ‍ روح تفرقه انگیز اواخر سال 1382، متوجه تغییر در رفتار و اندیشه برخی از شاگردانم شدم؛ دانستم که این مسئله شیطانی و نتیجه تأثیر روحی است که مایه جدایی و تفرقه میان شاگردانم شده است. موضوع را پیگیری کردم و فهمیدم یکی از شاگردانم به ...

    حکایتی از کتاب رویاها و تعبیرها: زیارت تصاویر معصومین (ع) در ماه رجب

  • جمعه - ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • ‍ زیارت تصاوير معصومین(ع) در ماه رجب سحرگاه یکی از شب های ماه رجب سال1390ش در نمازخانه ام مشغول ذکر صلوات بودم که مشاهده نمودم تصاوير حضرات معصومین (ع) به دیوار عبادتگاهم نصب شده است و هر شب، هنگام سحر آنها را زیارت می کنم و ...

    حکایتی از کتاب رویاها و تعبیرها: سنگ و بلور

  • جمعه - ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • ‍ سنگ و بلور سال 1383، یکی از شاگردانم نزد من آمد و گفت : خانمم امروز بعد از نماز صبح خوابی دیده که بسیار او را نگران کرده است. همسرم خوابش را اینگونه برایم تعریف کرد و گفت : « خواب ديدم كه یک مرد ...

    حکایتی از کتاب رویاها و تعبیرها: من آیینه ام

  • جمعه - ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • ‍ من آیینه ام شخص کامل مردی که به واسطه شغلش بسیار سرشناس و معروف بود، روزی نزد من آمد، با حالتی نگران لحظاتی به من نگاه کرد و سپس، با تأسف و بدون مقدمه گفت: جناب آقای قمری! ما به شما خیلی نیاز داریم. شما ...

    حکایتی از کتاب رویاها و تعبیرها: اذان در صحن امام رضا (ع)

  • جمعه - ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • اذان در صحن امام رضا(ع) در محله ای که هم اکنون زندگی می کنم، حدود سال 1384، یکی از آشنایان مرا در خیابان ملاقات كرد و گفت:« آقای قمری! حدود سه شب پیش، بيست دقيقه مانده بود به اذان صبح، خواب دیدم در صحن حرم امام ...

    گالــــری