کتاب آوای نیایش(+دانلود)

  • جمعه - ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • آواي نيايش:( مجموعه مناجات های عارف صاحبدل، استاد یعقوب قمری شریف آبادی) مجموعه دعاهاي پر محتوا و دلنشين عارف صاحبدل، استاد يعقوب قمري شريف آبادي است كه ضمن سخنراني در جلسه علمي و معنوي « فروغ محفل روح الله » طي ساليان ...

    کتاب لطایف عارفانه(+دانلود): نوشته استاد یعقوب قمری شریف آبادی

  • جمعه - ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • کتاب لطایف عارفانه( نکته های معنوی و کلمات حکیمانه): اثر عارف ربانی، هنرمند و نویسنده صاحبدل، استاد یعقوب قمری شریف آبادی كتاب« لطايف عارفانه» حاصل سالها تجربه و سلوك معنوي و در شمار بهترين آثار عرفاني ايشان است. هدف از نگارش این کتاب تقويت ...

    حکایتی از کتاب رویاها و تعبیرها:حقیقت مال دنیا

  • جمعه - ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • ‍ حقیقت مال دنیا در ایام جوانی، حدود سال 1341، در کارخانه نساجی کار میکردم. روزی یکی از همکارانم که ورزشکار نسبتاً خوبي بود، هنگام کار، پیش من آمد و در حضور تعدادی از كارگران به من گفت: «آقای قمری! دیشب خوابی دیدهام که بسیار نگران ...

    حکایتی از کتاب رویاها و تعبیرها:بی سَر در محضر مرد خدا

  • جمعه - ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • ‍ بی سر در محضر مرد خدا سال 1374، روزی جوانی 21 ساله به همراه دوستش به منزل ما آمد و بعد از سلام و عرض ادب، گفت: «حاج آقای قمری! بنده خوابی دیده ام که اگر صلاح می دانید، برایم تعبیر نمایید.» به ايشان گفتم: ...

    حکایتی از کتاب رویاها و تعبیرها:صورت بزرگ در آسمان

  • جمعه - ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • ‍ صورت بزرگ در آسمان در سال 1343، چند ماه بعد از خدمت سربازی، یک روز که طبق روال معمول، جهت تمرین کشتی به باشگاه شهرری مي رفتم، قبل از شروع تمرین، یکی از دوستان هم باشگاهی ام که فرد بسيار باتقوایی بود، خطاب به من ...

    حکایتی از کتاب شگفتی های مهتاب: نو شدن هلال ماه در سیمای این حقیر

  • جمعه - ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • ‍ نو شدن هلال ماه در سیمای این حقیر در دوران قدیم، بیشتر در بین مردم روستا، رسم بر آن بود که هر کسی به محض دیدن هلال ماه شب اول، با نگاه کردن به آب، آیینه یا چیزهای دیگر، ماه را نو می کرد تا ...

    حکایتی از کتاب شگفتی های مهتاب:غذای غیبی

  • جمعه - ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • ‍ غذاي غیبی سال 1328 در ده سالگي به همراه مادرم و خواهر بزرگتر و برادر کوچکترم ایوب، در شهر ري زندگي مي كرديم. آن زمان، سمت راست بازار قديمي شهر ري، خياباني وجود داشت به نام سرتخت. يادم هست در فاصله دويست متري اين كوچه ...

    حکایتی از کتاب شگفتی های مهتاب: دستهای من و آهن گداخته

  • جمعه - ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • ‍ دستهای من و آهن گداخته در سن 12 سالگي به دلیل فقر و تهيدستي والدينم، از ادامه تحصيل باز ماندم. پدرم مرا در مشاغل گوناگون وادار به كار می كرد؛ از جمله در يك مغازه آهنگري مشغول به كار شدم. صاحبکار آنجا پيرمرد بزرگوار و ...

    مراحل سه گانه زندگانی استاد_مرحله سوم: سلوک عرفانی

  • جمعه - ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • مرحله سوم: سلوک عرفاني زندگي هنري برخاسته از روح لطيف و احساس پرشور استاد قمري شريف آبادي همراه با روحيه فتوت و جوانمرديِ حاصل از دوران ورزش، زمينه ساز ورود ايشان به درياي بيكران عرفان اسلامي و آغازگر سومين مرحله زندگي در پرتو جهان بيني ...

    مراحل سه گانه زندگانی استاد_مرحله دوم: هنر نقاشی

  • جمعه - ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • مرحله دوم: هنر نقاشي ماجراي ورود استاد به عرصه هنر در ضمن ادامه فعاليت در ورزش كشتي، از آنجا شروع شد كه ايشان در سن 27 سالگي درحالیکه در كارخانه نساجي شهر ري مشغول به كار بودند، يكي از روزها ناگهان دچار تحول شديد روحي ...

    گالــــری