‍ روح تفرقه انگیز

اواخر سال ۱۳۸۲، متوجه تغییر در رفتار و اندیشه برخی از شاگردانم شدم؛ دانستم که این مسئله شیطانی و نتیجه تأثیر روحی است که مایه جدایی و تفرقه میان شاگردانم شده است. موضوع را پیگیری کردم و فهمیدم یکی از شاگردانم به اتفاق همسرش، در جلسه آقایان و خانمها شمار زیادی از کتابهای نویسنده ای معروف، به نام «اوشو» را توزیع نموده و باعث ترویج بعضی اندیشه های منفی و انحرافی او که از نظر دین اسلام مورد تأیید نیست، گردیده است.
تمام آن کتابها را از میان برادران و خواهران جلسه جمع آوری کردم که افزون بر پنجاه جلد شد. برای آگاهی و بصیرت شاگردانم در این باره، مقاله ای را تحت عنوان «هشدار به دانش پژوهان جوان» نوشتم و آن را برای ویرایش به یکی از شاگردانم، علی نعیم الدین خانی، تحویل دادم که چند روز بعد، نزدم آمد و گفت:
«عصر آن روزی که مطالب شما را در مورد «اوشو» مطالعه و ویرایش می کردم، به هنگام استراحت، حالت خلسه به این حقیر دست داد. در آن حال، مشاهده نمودم که رو به قبله خوابیده ام و دستانم را زیر سرم قرار داده ام. ناگاه، «اوشو» با لباس مشکی، محاسنی بلند و چهره ای برافروخته در برابرم ظاهر شد و درحالیکه بسیار خشمناک بود، قصد داشت به سویم بیاید و مرا از مطالعه آن مقاله و ادامه کار بازدارد. بنده که در هاله ای از نور قرار داشتم، برای در امان ماندن از گزند او، چهره شما را در نظر آوردم و از روح مطهرتان یاری جستم. ناگهان دیدم، اوشو، نه تنها قادر به نزدیک شدن به من نیست، بلکه کم کم به عقب رفته، محو و ناپدید گردید.»
به هر حال، مقاله مذکور را تکمیل نموده و در نشریات محلی و کشوری و نیز برخی پایگاه های اینترنتی منتشر ساختم. مدتی بعد، جلسه روال طبیعی و صحیح خود را یافت و بعد از آن نیز بعضی از شاگردانم، به خوابها و حالات پریشان خود در آن ایام اعتراف نمودند. همچنین، با توجه به اهمیت موضوع، مقاله دیگری را به عنوان «معیار بهره مندی از کتاب» به رشته تحریر درآوردم که به همراه ترجمه انگلیسی آن در سایتهای اینترنتی گوناگون منتشر شد.