دعای سکینه

سال ۱۳۶۹، یکی از دخترانم که حدود بیست سال سن داشت، یک روز صبح به نزد من آمد و گفت: «پدر! امروز بعد از نماز صبح، خواب دیدم که شما دعایی با نام «سکینه» به من دادید و فرمودید: هر روز بعد از نماز صبح، این دعا را بخوان!»
به او گفتم: درست است. آن دعا، دعای وقار و آرامش برای شماست. اتفاقاً من هم دیشب تصمیم گرفتم به خاطر کسالتی که داری و رنج هایی که از مریضی ات متحمل می شوی، دعای «سیفی صغیر» را به شما بدهم تا هر روز صبح بعد از نماز آن را بخوانی و به این وسیله، صبر و شکیبایی ات در برابر مشکلات و بیماری زیاد شود و به سکینه و آرامش برسی.
همان گونه هم شد؛ با وجود آنکه سالها از بیماری رنج می بُرد و با سختی های زیادی در زندگی معنوی اش روبه رو شد، در پرتو توجه به پروردگار رحیم و خواندن مداوم دعای سیفی صغیر، زندگی اش سر و سامان گرفت و به آرامش و وقار رسید.