فروغ مهتاب

حکایتی از کتاب رویاها و تعبیرها: اذان در صحن امام رضا (ع)

اذان در صحن امام رضا(ع)

در محله ای که هم اکنون زندگی می کنم، حدود سال ۱۳۸۴، یکی از آشنایان مرا در خیابان ملاقات کرد و گفت:« آقای قمری! حدود سه شب پیش، بیست دقیقه مانده بود به اذان صبح، خواب دیدم در صحن حرم امام رضا(ع) مقابل ایوان طلا، روی یک چهارپایه ایستاده ام و مشغول اذان گفتن هستم. جمعیت بسیاری هم در آن مکان در حال رفت و آمد بودند، اما به من و اذان گفتنم توجهی نداشتند؛ گویی هیچکس جز همسر و فرزندانم مرا نمی بینند. بعد از گفتن اذان، از روی چهارپایه پایین آمدم. احساس کردم از این ماجرا، چند ماهی گذشت. سپس، به اتفاق خانواده صحن امام رضا(ع) را ترک کردیم و از آنجا دور شدیم. در همین حین، از خواب بیدار شدم. تعبیر این خواب چیست؟»
در تعبیر خوابش گفتم: حدود پنج ماه دیگر، خانه تان را می فروشید و با خانواده به یک محله ثروتمندنشین نقل مکان می کنید که ساختمان های خیلی مجلّل و بزرگی در اطراف خانه شما وجود دارد؛ اما طولی نمی کشد که دوباره به همین محله برمی گردید.
ایشان تعبیر مرا قبول نکرد و گفت: این، ربطی به خواب من ندارد. ایشان تصور می کرد که به زیارت امام رضا(ع) می رود؛ اما همانطور که گفته بودم، حدود دو سه ماه بعد، خانه اش را فروخت و در یکی از مناطق اعیان نشین تهران خانه ای رهن کرد و به اتفاق خانواده به آنجا نقل مکان نمود؛ ولی بعد از حدود یازده ماه به جهت اینکه در آنجا غریب بود و کسی به او توجهی نداشت و همچنین به واسطه فقر مالی، مشکلاتی هم برایش پیش آمده بود، به ناچار دوباره به محله خودش بازگشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *