در آخر الزمان هيچ راه نجاتي براي آدميان آسان‌تر از عشق و دشوارتر از عقل نمي‌باشد.
گالری تصاویر

سميه، فرشته كوي عشق

فصل تابستان بود و اكثر شاگردان استاد قمري شريف آبادي در تعطيلات بسر مي‌بردند. روزي به ايشان پيشنهاد داده شد كه به اتفاق شاگردان خويش شب را به حرم حضرت امام خميني (قدس سرّه) مشرّف شوند و در جوار مرقد مطهر آن عارف عارفان نشستي روحاني داشته باشند. استاد نيز در كمال صفا و متانت پذيرفتند. به هنگام غروب وسايل لازم تدارك ديده شد و چون تعداد افراد زياد بود، قرار شد تا با يك اتوبوس حركت انجام گيرد.



مقدمه كوتاهي كه در اينجا به بيان مي‌باشد اين است كه در همسايگي حضرت استاد خانواده‌اي زندگي مي‌كردند كه در آن موقع به تأثير از سخنان ديگران نسبت به جناب استاد اندگي بدبيني و كدورت ضعيف داشتند. جناب استاد در نهايت تواضع براي اينكه آن كدورتها برطرف شود به آن خانواده محترم پيشنهاد نمودند تا همراه آنان به زيارت حرم مطهر امام (ره) مشرّف گردند. اما اصرار استاد بي‌نتيجه ماند و عدم پذيرش آنها باعث شد تا از آن زيارت روحاني بي‌نصيب شوند. خانم سميه رهنماي منفرد، دختر 10 ساله آن خانواده كه شوق و علاقه عجيبي به زيارت حضرت امام (قدس سرّه) داشت، از پدر و مادر خويش خواست تا پيشنهاد استاد را بپذيرند، اما غبار كدورت قلبي مانع از آن گشت تا به سخنان دختر ترتيب اثر بدهند. پس از مدتي زنان و كودكان در انتها و مردان در جلوي اتوبوس نشستند و آنجا را به مقصد بهشت زهرا ترك گفتند.
غم و حسرت بر دل دخترك 10 ساله مي‌نشست و حزن و اندوه اين محروميت، قلب كوچكش را فرا گرفت. گويي روحش مي‌خواست به يكباره پر كشد و به زيارت آن روح طيب بشتابد. سميه وقتي از زيارت نااميد شد، رو به والدين خود كرد و اين‌گونه پرده از حقيقت برداشت كه «اكنون نگذاشته‌ايد به همراه آقاي قمري بروم، بدانيد كه امشب شب آخر زندگي‌ام مي‌باشد و من خواهم مرد. مرا در بهشت زهرا نزديك حرم امام دفن كنيد». اما پدر و مادرش اين الهام غيبي را به شوخي تلقي كرده و توجهي به آن ننمودند. سپس تا ساعت 9 شب جلوي در خانه‌شان را آب و جارو كرد و بعد خطاب به پدر و مادر خويش اظهار داشت: «فردا مهمان زيادي خواهيم داشت، خودتان را براي پذيرايي از آنها آماده كنيد».
آن شب اگرچه شاگردان جناب استاد به اتفاق حضرتش به ديدار امام عاشقان و عارفان شتافتند ولي دخترك نيز انتظار امام را مي‌كشيد و آنگاه كه روح‌الله، سميه را به سوي خويش فرا خواند از روي اشتياق، نداي امام و مقتدايش را لبيك گفت و روحش به سوي سرچشمه نور پرواز كرد و به شوق ديدار جان باخت. صبح هنگام كه پدر و مادرش او را براي نماز صبح صدا زدند هرگز برنخاست. آري روحش به آسمان پر كشيده بود و از قفس تن رهيده بود.
فرداي آن شب استاد معظم به همراه شاگردان خويش براي عرض تسليت به خانه دخترك معصوم رفتند و تسلي دل پدر و مادر او شدند.
سه شب پس از رحلت سميه، سحرگاهان كه حضرت استاد در جايگاه عبادت خويش مشغول عبادت بودند، در عالم مشاهده ديدند كه در به آرامي باز شد. گويي كسي قصد ورود داشت. سميه بود، ولي با لباسي سفيد و بلند و چهره‌اي نوراني به همراه بويي خوش كه موهايش تا اطراف كمرش را پوشانده بود. پس از ورود نگاهي به سيماي استاد انداخت و به عنوان عرض ادب و احترام سري تكان داد. سپس يك قدم به طرف استاد نهاد و از روي تاقچه كوچكي كه در سمت راست در قرار داشت، يك تاج بسيار زيبا را كه از مرواريد و ياقوت و ديگر زينت آلات درست شده بود برداشته، به آرامي روي سرش قرار داد. سپس نگاهي به حضرت استاد انداخت. لحظاتي به همان حالت ايستاده باقي ماند، لبخندي زد و خيلي مؤدب به عقب گام برداشت و از آنجا خارج شد و در را نيز به آرامي بست.
شب بعد، سميه به خواب پدر بزرگوارش آمد. پدر در خواب ديد دخترش با يك تبر زين از پنجره اتاق وارد منزلشان شده، آن را به دست پدرش داد و گفت: «پدر جان اين تبر را بگير و ريشه نفاق را بزن».
روشنترين پيام اين خواب آن است كه وقتي سميه در عالم باطن مقام عظيم و سلطنت معنوي حضرت استاد معظم را ديده بود، مؤدبانه به محضرش شتافت تا از سوي ايشان مكرم به تاج كرامت و ورود در قلعه ولايت رحماني گردد و پس از آن نيز خانواده خود را به زدودن ريشه‌هاي نفاق و دودلي نسبت به جناب استاد دعوت نمود و از آنها خواست تا با تبر واقع‌بيني و ايمان و اعتقاد به اولياي حق كدورتها را از بين ببرند. بحمدالله هم‌اكنون اعتقاد و حال خوش آنها نسبت به استاد زايدالوصف شده است. حضرت استادنيز پس از آن مشاهده معنوي، شعري هفت‌بيتي در مورد سميه كه در حقيقت زبان حال سميه از زبان حضرت ايشان بيان گرديده، مي‌سرايند كه هم‌اينك اين هفت بيت بر روي سنگ مزارش واقع در بهشت زهرا حك شده است.
متن رضايت والدين محترم سميه رهنماي منفرد، مبني بر چاپ حكايت روحاني «سميه فرشته كوي عشق» در اين كتاب.
برگرفته از كتاب سجده رمز خلاقيت عشق (نويسنده: علي نعيم‌الدّين خاني)



  پرینت

دل‌های تاریک مردان بر اثر لبخند همسرانشان روشن می‌گردد.

پايگاه اطلاع رساني فروغ مهتاب

ارائه دهنده آثار علمي معنوي استاد يعقوب قمري شريف آبادي