پایگاه اطلاع رسانی

عارف صاحبدل، هنرمند و نویسنده فرزانه استاد یعقوب قمری شریف آبادی

به سایت فروغ مهتاب خوش آمدید

خاطرات استاد یعقوب قمری شریف آبادی

خلوتهاي شبانه در پادگان سوار


يكي از خصلتهاي معنوي حضرت استاد قمري، حالت خلوت‌گزيني ايشان در پادگان گنبد كاووس بوده است. به همين خاطر در اوقات فراغت خود كه هوا رو به تاريكي مي‌نهاد، ايشان به ميان درختان پادگان رفته و با وضو بر روي شاخه يكي از بلندترين درختان پادگان كه در وسط انبوه اشجار قرار داشته، به راز و نياز مي‌پرداختند. در اين خلوت با جذبه و گريه بسيار به امام عارفان و قبله عاشقان، عالِم آل محمد، حضرت امام رضا (ع) متوسل مي‌شدند تا ايشان را موفق به كسب مقام جهاني كشتي بگردانند


پس از چهار ماه كه در اين حالت بسر بردند، يك شب در عالم خواب مشاهده نمودند كه در گوشه‌اي از حرم حضرت امام رضا (ع) روبروي ضريح حضرت نشسته‌اند. پس از لحظاتي مي‌بينند كه مردم حرم را ترك مي‌كنند. گويا قرار بود امام رضا (ع) داخل حرم بشوند و همه بايستي از حرم بيرون مي‌رفتند. ايشان به اين نيت كه تا مراد و حاجتم را از حضرت نگيرم هرگز از حرم خارج نمي‌شوم، از جايشان بر نمي‌خيزند! سكوتي روحاني حرم را فرا مي‌گيرد. ناگهان از سمت راست جناب استاد،‌ شخصي با لباس سفيد و چهره‌اي نوراني به همراه تبسمي دلنشين وارد حرم شده، به سمت استاد مي‌آيد. در اين هنگام به ايشان الهام مي‌گردد اين آقا،‌حضرت علي بن موسي الرضا (ع) و فرزند رسول‌الله (ص) مي‌باشد. استاد كه به خاطر حالت جذبه از خود بي‌خود شده بودند، همانطور نشسته و قدرت برخاستن نداشتند.
وقتي امام (ع) در كنار ايشان قرار گرفتند رو به استاد كرده و مي‌فرمايند: «چه مي‌خواهي؟». حضرت استاد كه ماهها در توسل به حضرتش بسر برده بودند، جواب مي‌دهند: «آقا خودتان بهتر مي‌دانيد، بنده چه مي‌خواهم». سپس حضرت، دست راست را گرفته و ايشان را از زمين بلند مي‌كنند و با لبخندي كه نشان از عنايتي عظيم مي‌داد، مي‌فرمايند: «مرادت را عطا كرديم. اكنون مي‌تواني بروي». ايشان كه كاملا نسبت به صدق و راستي سخن حضرت (ع) يقين داشتند، يك نظري به سيماي حضرت امام رضا (ع) انداخته و با سر خويش عرض ادبي مي‌كنند و از حرم به داخل صحن وارد مي‌شوند. با همان حالت جذبه روحاني شهر را پشت سر نهاده و به بيابان داخل مي‌شوند و در آخر نيز از بيابان بر روي كوههاي بلند به حركت خود ادامه مي‌دهند و در حالي كه هنوز آن حالات غيرطبيعي را داشتند، از خواب بر مي‌خيزند.
پس از اين رؤياي الهي كه حضرتش را به استجابت خواسته‌شان نويد داده بود، جناب استاد در انتظار آن بودند تا روزي خودشان را پيروزمندانه بر سكوي مسابقات جهاني ببينند. چند سالي از اين واقعه گذشت، ولي پيشرفت ايشان در كشتي تنزل پيدا كرد. اگر چه تا سكوي سومي اربشهاي ايران ارتقا يافته بودند، ولي بواسطه مشكلات زندگي و فقر شديد مالي و رنجوري و ضعف جسمي، از ترقي مطلوب در ورزش كشتي بازمانند و همواره در انديشه سرّ اين مطلب بودند كه چرا جريانات بر خلاف آن رؤيا اتفاق افتاده است؟! به همين خاطر از اين مسأله بسيار ناراحت بوده و در حسرت عدم دستيابي به هدف خويش محزون و اندوهگين بسر مي‌بردند. اما رمز اين امر را ـ همانطور كه حضرت استاد هم‌اكنون بدان اشاره مي‌نمايند ـ بايد در آن دانست كه گاهي اوقات انسان چيزي از پروردگار درخواست مي‌كند، ولي حق‌تعالي خواسته‌اش را به او نمي‌بخشد. بلكه در مقابل عنايت و تفضلي عظيمتر به او عطا مي‌نمايد. افزون بر آنكه صداقت و نيت پاك ايشان در مسير ورزش و كسب مقام جهاني در راستاي فتوت و جوانمردي موجب گشت تا حضرت امام رضا (ع) به ايشان چيز ديگري عطا كنند؛ عزتي ملكوتي نه دنيوي، شوكتي الهي و نه ملكي، قدرت و قهرماني در وادي عرفان و عشق و مجاهده با نفس و نه در عرصه ورزش كشتي. از همين رو جناب استاد، در آينده تعبير اين خواب را دريافتند كه حقيقت مطلب اين بوده كه حركت از حرم تا به كوه پس از سخنان آن حضرت (ع) حكايت از سلوك به سوي كمال دارد. زيرا كوه، نماد انسان كامل است؛ يعني اين مسير كه از حرم آغاز شد و به كوه ختم گرديد يك مسير معنوي بوده است و در واقع حضرت امام رضا (ع) قدرت، عزت و كمال روحاني و معنوي را به ايشان عنايت و تفضل نموده بودند.
برگرفته از كتاب سجده رمز خلاقيت عشق (نويسنده: علي نعيم‌الدّين خاني)


خاطرات معنوي و مشاهدات قلبي و باطني استاد يعقوب قمري شريف آبادي

کلیپ های تصویری

گلچینی از مجموعه سخنرانی های عارف هنرمند استاد یعقوب قمری شریف آبادی