پایگاه اطلاع رسانی

عارف صاحبدل، هنرمند و نویسنده فرزانه استاد یعقوب قمری شریف آبادی

به سایت فروغ مهتاب خوش آمدید

خاطرات استاد یعقوب قمری شریف آبادی

استجابت دعا در گردباد


گوسفندان در چراگاه مشغول چرا بودند چوپان گله، نوجواني خوش‌سيما و لاغراندام، به حفاظت از آنها مشغول بود. ديدگان تيزبينش كه تمام گوسفندان را از نظر مي‌گذراند، به چيزي معطوف شد. آري گردبادي عظيم از چند كيلومتري نمايان گشت. از دور كوچك مي‌نمود، ولي بسيار وسيع و پرقدرت بود.


چشمانش را دقيق به آن خيره ساخت، اين ديگر گرگ نبود. گردبادي بود عظيم كه بهترين موقع براي استجابت خواسته‌ها و آرزوهايش بود. لذا با شوق زياد دوان دوان خود را در مسير آن قرار داد و دو زانو بر زمين نشسته، منتظر رسيدن آن شد. اين عمل او جزء رسوم و آداب آن منطقه به شمار مي‌رفت كه دعا در گردباد مستجاب مي‌شود. اگر چه سن او كم و قامتش كوتاه بود، ولي خواسته او حكايت از روح بلند و انديشه پرفروغ داشت.
گردباد نزديك و نزديكتر مي‌شد. گردبادي به قطر بسيار وسيعي و ارتفاعي بلند و صدايي مهيب كه جز گرد و غبار، سنگ، چوب و اشياي گوناگون چيزي به همراه نداشت. شايد اگر مي‌دانست وارد شدن در اين گردباد عظيم معنايش چيست، هرگز در مسير آن قرار نمي‌گرفت. اما با اعتقاد و ايمان راسخ، گردبادي را كه سالها انتظارش را مي‌كشيد در آوش گرفت.
بالاخره خود را در ميان آن يافت، اما چوب، سنگ، خار و خاشاك و ديگر اشياي ريز و درشت به سر و رويش اصابت نمود و از هر طرف بدن نحيفش را مجروح ساخت. او كه انتظار چنين چيزي را نداشت، از هر سو آماج ضربات، اشياي مختلف قرار گرفت. پس از گذشتن گردباد آنچه بر جاي مانده بود، بدن خون‌آلود و اندام مجروح نوجواني بود كه در قلب كوچكش آرزوهاي بزرگي را مي‌پروراند. به سختي از جاي برخاست و با كوله‌باري از درد و جراحت و با چهره‌اي خونين و خاك‌آلوده، راه چراگاه گوسفندان را در پيش گرفت.
برگرفته از كتاب سجده رمز خلاقيت عشق (نويسنده: علي نعيم‌الدّين خاني)


خاطرات معنوي و مشاهدات قلبي و باطني استاد يعقوب قمري شريف آبادي

کلیپ های تصویری

گلچینی از مجموعه سخنرانی های عارف هنرمند استاد یعقوب قمری شریف آبادی