پایگاه اطلاع رسانی

عارف صاحبدل، هنرمند و نویسنده فرزانه استاد یعقوب قمری شریف آبادی

به سایت فروغ مهتاب خوش آمدید

ظهور شجره طیبّه آدم وحوّا(س) دربهشت اسما


پس‌ از خلقت‌ مبارك‌ آدم‌(ع‌)، نسيم‌ جان‌ بخش‌ رحيميت‌ وزيدن‌ گرفت‌ و به‌ اراده‌احدي‌ از باقيمانده‌ گِل‌ مرطوب‌ آدم‌(ع‌) و نفس‌ واحده‌ او، خلقي‌ نيكو صورت‌ به‌ عنوان‌جلوه‌ جمال‌ رحيمي‌ رخ‌ نمود تا سرائر كمال‌ و جمال‌ مطلق‌ را در ضمير يكديگر رقم‌ زنند.  


مفتاح‌ دوم‌: توصيف‌ وجود مطهر حوّا(س‌) در بهشت‌ اسما
كواكب‌ فروزان‌ اسماء اللّه‌ در آسمان‌ قلب‌ آدم‌ صفي‌الله‌(ع‌) پيوسته‌ مي‌درخشيدند و اوهمچنان‌ در رياض‌ پروردگارش‌ به‌ سر مي‌برد و فطرت‌ الهي‌اش‌ گنجينه‌ هستي‌ را مي‌كاويد؛اما در جنّت‌ ربوبي‌ از يار و مونسي‌ دل‌ آرام‌ محروم‌ بود و همواره‌ در گلشن‌ قدس‌ الهي‌ تشنه‌ديدار تلألؤيي‌ از جمال‌ ربوبي‌ بود تا سينهء‌ پر سوزش‌ آرام‌ و قرار يابد . از اين‌ رو، مشام‌جانش‌ شيفته‌ رايحه‌اي‌ خوش‌ از آن‌ سيماي‌ دلربا گشت‌ و سوز بي‌ قراري‌ از نهاد مطهرش‌به‌ هواداري‌ آن‌ وجه‌ نوراني‌ برخاست‌.
بدين‌ گونه‌، شور و شوق‌ آدم‌(ع‌) همچون‌ براقي‌ راهوار، رهسپار كعبه‌ اميد شد و صدف‌پاك‌ جلالش‌ به‌ روي‌ گوهر زيبنده‌ جمال‌، آغوش‌ گشود و در چنين‌ تمناي‌ عاشقانه‌اي‌ به‌ سرمي‌برد كه‌ به‌ تقدير ربوبي‌، موجي‌ از آرامش‌ و قرار او را فرا گرفت‌ و سفينه‌ چشمانش‌ غرق‌خوابي‌ مستانه‌ گرديد. در اين‌ هنگام‌، برق‌ عنايت‌ رحماني‌ بدرخشيد و نسيم‌ گلزار ربّاني‌ برروان‌ مشتاق‌ آدم‌(ع‌) وزيدن‌ گرفته‌، مرغ‌ جانش‌ هم‌نفس‌ رايحه‌ اعلا شد و زمزم‌ رحيمي‌ حوّا(س)از وجود خاكي‌ آدم‌(ع‌) جوشيدن‌ گرفت‌.
و اين‌ چنين‌، دست‌ خلاق‌ الهي‌ در اين‌ ماجراي‌ نمادين‌ و شگفت‌ انگيز، تجلي‌ بخش‌وجود روح‌پروري‌ گرديد كه‌ در پرتو رخساره‌ رحيمي‌اش‌، ضمير آدم‌(ع‌) را با اكسير عشق‌ وصفا در آميخت‌ تا همدم‌ و همگام‌ او در بهشت‌ اسما باشد و از نعمت‌ مهر و شفقتش‌ او رابرخوردار سازد.
بنابراين‌، زمزمه‌ مستانه‌ آدم‌(ع‌) به‌ زمزم‌ مطهري‌ انجاميد كه‌ از كوثر روح‌فزاي‌فاطمي‌تراوش‌ كرد تا روانش‌ را از بهار بيداري‌ سر سبز و خرم‌ گرداند و صورتي‌ از حسن‌ملكوت‌ بر سيرت‌ الهي‌ آدم‌(ع‌) جلوه‌ نمود كه‌ نقش‌ مراد را در سيماي‌ دلرباي‌ خود داشت‌ ونام‌ «حوا» برازنده‌ جمال‌ او بود؛ چه‌ اينكه‌ وجود دلارامش‌ از باطن‌ موجودي‌ «حي‌» رخ‌نمود تا ظرايف‌ حسن‌ الهي‌ در وجه‌ زهره‌ جبينش‌ جلوه‌ نمايد ؛ مظهر عشق‌ و محبت‌ وجلوه‌گاه‌ مهر و شفقتي‌ كه‌ سرانگشتان‌ جمال‌ آراي‌ رحماني‌، او را از نفس‌ واحده‌ آدم‌صفي‌الله‌(ع‌) برآورد و آيت‌ رحماني‌ (خَلَقَكُم‌ْ مِن‌ْ نَفْس‌ٍ و'احِدَة‌ٍ) با رايحه‌ رحيمي‌ (ثُم‌َّ جَعَل‌َمِنْها زَوْجَها) طراوت‌ يافت‌ و در نتيجه‌ هر دو به‌ گلبانگ‌ وحداني‌ (اءِلهُكُم‌ْ اله‌ٌ و'احِدٌ) سرمست‌ از نغمه‌ توحيدي‌ و ترنم‌ عبوديت‌ و بندگي‌ شدند.
پس‌ از خلقت‌ مبارك‌ آدم‌(ع‌)، نسيم‌ جان‌ بخش‌ رحيميت‌ وزيدن‌ گرفت‌ و به‌ اراده‌احدي‌ از باقيمانده‌ گِل‌ مرطوب‌ آدم‌(ع‌) و نفس‌ واحده‌ او، خلقي‌ نيكو صورت‌ به‌ عنوان‌جلوه‌ جمال‌ رحيمي‌ رخ‌ نمود تا سرائر كمال‌ و جمال‌ مطلق‌ را در ضمير يكديگر رقم‌ زنند؛چنان‌ كه‌ حضرت‌ باقرالعلوم‌(ع‌) در مورد چگونگي‌ خلقت‌ حوّا، امة‌الله‌(س‌) فرمود: «أَن‌َّ اللّه ‌َخَلَق‌َ حَوّ'اءَ مِن‌ْ فَضْل‌ِ الطّينَة‌ِ الَّتي‌ خَلَق‌َ مِنْها ا´دَم‌َ؛ خداوند حوّا را از باقيمانده‌ گلي‌ كه‌ آدم‌ را ازآن‌ آفريد، خلق‌ كرد».
كالبد مقدس‌ آدم‌(ع‌) كه‌ به‌ بيان‌ آسماني‌ (اءِذْ قال‌َ رَبُّك‌َ لِلْمَلا'ئِكَة‌ِ اءِنّي‌ خالِق‌ٌ بَشَراً مِن‌ْطين‌ٍ) از آب‌ و خاكي‌ مطهر پديد آمده‌ بود، به‌ موجب‌ حرارت‌ نور قدسي‌، از خامي‌ به‌پختگي‌رسيد و به‌ گل‌ خشكيده‌اي‌ مبدل‌ گشت‌ كه‌ از هرگونه‌ نقص‌ و كاستي‌ مبرا بود تا آنكه‌اين‌ وجود استوار و مستوي‌ به‌ عنوان‌ بارزترين‌ جلوه‌ جلال‌ رحماني‌، مهياي‌ دريافت‌ روح‌قدسي‌ الهي‌ و شايسته‌ سجده‌ ملائكه‌اللّه‌ گردد. قرآن‌ كريم‌ مي‌فرمايد: (أَلرَّحْمن‌ُ... خَلَق‌َالْاءِنْسان‌َ مِن‌ْ صَلْصال‌ٍ كَالْفَخّارٍ)؛ «خداي‌ رحمان‌ انسان‌ را از گل‌ خشكيده‌اي‌ همچون‌ سفال‌پخته‌ آفريد».
در حالي‌ كه‌ حوّا بدون‌ برخورداري‌ از حرارت‌ و پختگي‌، مظهري‌ رقيق‌ القلب‌ ازلطافت‌ جمال‌ رحيمي‌ شد تا در كنار جلاليت‌ وجود آدم‌(ع‌) به‌ لطف‌ انس‌ و الفت‌ خالصانه‌در حريم‌ بهشت‌ ربوبي‌، كمال‌ بخش‌ وجود يكديگر بوده‌، همچون‌ گل‌ و خشت‌، ايجادكننده‌ بناي‌ استوار بيت‌ المعور رحماني‌ و تجلي‌بخش‌ بيت‌ المقدس‌ روحاني‌ در ضميرمطهرشان‌ باشند و در قلب‌ سليمشان‌ به‌ دلالت‌ روايي‌ «أَلْقَلْب‌ُ حَرَم‌ُ اللّه‌ِ فَلا'تَسْكُن‌ْ حَرَم‌َ اللّه‌ِغَيْرَاللّه‌ِ؛ دل‌، حرم‌ خداست‌، پس‌ در حرم‌ خدا غير او را سكنا مده‌» يگانه‌ جايگاه‌ حضورنور و روح‌ قدسي‌ و يكتا مأواي‌ رخساره‌ مطلق‌ حضرت‌ حق‌ گردد .
آندم‌ كه‌ ستاره‌ درخشنده‌ حوّا(س‌) از آسمان‌ وجود آدم‌(ع‌) بر جنت‌ الهي‌ طلوع‌ نمود،بالاي‌ سر آدم‌(ع‌) به‌ نظاره‌ ايستاد و همانند تاجي‌ منوّر وجود آدم‌ صفي‌الله‌(ع‌) را با فروغ‌رحيمي‌اش‌ زينت‌ بخشيد تا با طراوت‌ بهشتي‌ خويش‌، پيكرخفته‌ آدم‌(ع‌) را بيدار گرداند وبسان‌ نسيمي‌ بهشتي‌ از درون‌ مطهر آدم‌(ع‌) برآمد تا همچون‌ باد روح‌ بخش‌ بهاري‌، زمين‌وجود آدم‌(ع‌) را جان‌ دهد و نفحه‌ حيات‌ را بر روان‌ پاكش‌ جاري‌ سازد. سپس‌ به‌ فرمان‌ الهي‌از آدم‌(ع‌) فاصله‌ گرفت‌ تا جاذبهء‌ پر مهرش‌، حجاب‌ خواب‌ را از ديدگان‌ آدم‌(ع‌) برگيرد وكهرباي‌ ملكوتي‌ وجودش‌ آغازگر عشق‌ و اشتياقي‌ مضاعف‌ باشد.
بدين‌ ترتيب‌، حوّا، امة‌الله‌(س‌) كه‌ به‌ بيان‌ قدسي‌ «اءِنّي‌ وَهَبْتُك‌ِ الْحَياءَ وَ الرَّحْمَة‌َ وَ الأُنْس‌َ» بهره‌ مند از سه‌ خصلت‌ ربوبي‌ حيا و رحمت‌ و انس‌ رحيمي‌ بود، پرتو عالم‌ آراي‌ زهره‌زهرا(س‌) را بر آيينه‌ وجود آدم‌(ع‌) تابانيد و گوهر دل‌ انگيز رحيميت‌ از صدف‌ سينه‌ آدم‌هويدا شد و از گُل‌ مطهر قلبش‌، عطر خوشبوي‌ حوّا (س‌) به‌ مشام‌ جان‌ رسيد و بر گلبرگ‌مصفاي‌ باطنش‌، شبنم‌ زلال‌ غلطيد.
او و چشمان‌ مستانه‌اش‌ با رؤيت‌ وجه‌ دلاويز حوّا(س‌) سرمه‌ هشياري‌ بر خود كشيد وفضاي‌ روح‌ آدم‌(ع‌) مشحون‌ از روح‌ و ريحان‌ بهشتي‌ او گرديد و سيماي‌ رحيمي‌اش‌باده‌گردان‌ بزم‌ ملكوت‌ شد و هاله‌ روحاني‌ جمالش‌ برگرد چهره‌ ماهگون‌ آدم‌ صفي‌الله‌(ع‌)حلقه‌ ارادت‌ انداخت‌.
از اين‌ رو، هنگامي‌ كه‌ آدم‌ صفي‌الله‌(ع‌) به‌ رؤيت‌ آن‌ مه‌ روي‌ روحاني‌ توفيق‌ يافت‌ وطنين‌ الهي‌اش‌ در آستان‌ دلستان‌ رحماني‌ پيچيد، پروانه‌ شيداي‌ جانش‌ اين‌ گونه‌ جوياي‌شناخت‌ و وصال‌ آن‌ شمع‌ بزم‌ عشق‌ شد كه‌: «خداوندا ! اين‌ موجود زيبا كيست‌ كه‌ من‌مؤانست‌ و قرب‌ او را دوست‌ دارم‌ و مايلم‌ بر او نظر كنم‌ ؟» سروش‌ الهي‌ در فضاي‌ سينه‌مطهر آدم‌(ع‌) اين‌ چنين‌ پرتو حقيقت‌ افشاند كه‌: «هذِه‌ِ أَمَتي‌ وَ أَنْت‌َ عَبْدي‌ يا آدَم‌ُ ما خَلَقْت‌ُخَلْقاً هُوَ أَكْرَم‌ُ عَلَي‌َّ مِنْكُما؛ اين‌ كنيز من‌ است‌ و تو بنده‌ من‌ هستي‌. اي‌ آدم‌ ! خلقي‌ را گرامي‌تراز شما در نزد خود نيافريديم‌».


مقالات معنوی استاد

کلیپ های تصویری

گلچینی از مجموعه سخنرانی های عارف هنرمند استاد یعقوب قمری شریف آبادی