پایگاه اطلاع رسانی

عارف صاحبدل، هنرمند و نویسنده فرزانه استاد یعقوب قمری شریف آبادی

به سایت فروغ مهتاب خوش آمدید

نقش علی ولی الله(ع)درصیانت فاطمه زهرا(س)


بنابراين‌، در پرتو صيانت‌ و تربيت‌ رادمردان‌ عرصهء عرفان‌ و معنويت‌،گوهر وجود زن‌، جلا يافته‌ ودر مامن‌ استوار و حصار امن‌ مومنان‌ عاشق‌، والاترين‌ امانت‌ الهي‌ حفظ‌ شده‌ و به‌ بركت‌تعليم‌ عارفانه‌ و تربيت‌ عاشقانهء‌ مربيان‌ كوي‌ عرفان‌ و تجريد، وجود بهشتي‌ و آسماني‌ زن‌،معراج‌ جويندگان‌ حقايق‌ معنوي‌ گرديده‌ است‌.


مفتاح‌ سوم‌: هفت‌ ستاره‌ فروزنده‌ عشق‌ و طهارت‌
آسمان‌ تاريخ‌ بشريت‌ با كواكب‌ فروزندهء‌ زنان‌ پاكدامن‌ و مردان‌ صاحبدل‌ بسياري‌زينت‌ يافته‌ و ظلمت‌ هستي‌ با سراج‌ منيرشان‌ روشن‌ گرديده‌ وبه‌ جلوه‌هاي‌ روحاني‌ آنان‌متبرك‌ شده‌ و ثمره‌هاي‌ طيبه‌اي‌ كه‌ از وجود مهذبشان‌ پديدار گشته‌، جان‌ دوستداران‌ معنا وضمير رهپويان‌ صراط‌ ولا را از بادهء ناب‌ توحيد و تجريد سرمست‌ ساخته‌ است‌ كه‌ تامل‌ درفرازهاي‌ عبرت‌آموز زندگاني‌ آنان‌ حقايق‌ و معارف‌ راهگشايي‌ را فراروي‌ ديده‌ مشتاقان‌كمال‌ و جمال‌ مطلق‌ عرضه‌ مي‌دارد.
اينك‌ به‌ بيان‌ هفت‌ نمونهء‌ متعالي‌ از آن‌ مظاهر آسماني‌ و اسوه‌هاي‌ متعدد روحاني‌مي‌پردازيم‌. باشد كه‌ نقش‌ بنيادين‌ مردان‌ اهل‌ معرفت‌ در صيانت‌ از مرواريد پاكي‌ و عفاف‌زنان‌ عيان‌ گردد و تاثير اساسي‌ و شگرف‌ مرد، در حفظ‌ و نگه‌داري‌ عظيم‌ترين‌ امانت‌ الهي‌و باغباني‌ كشتزار بهشتي‌ زن‌ به‌ منظور شكفتن‌ گلهاي‌ عطرآگين‌ روحاني‌ و ظهور ثمرات‌روح‌بخش‌ رحماني‌ آشكار شود:
1. هاجر(س‌)در پرتو طلعت‌ توحيدي‌ ابراهيم‌(ع‌)
حكايت‌ زندگي‌ آسماني‌ هاجر(س‌) صحيفه‌اي‌ درخشان‌ و با شكوه‌ در دفتر زرّين‌ تاريخ‌بشري‌ است‌؛ بزرگ‌بانويي‌ كه‌ به‌ موجب‌ عشق‌ و ارادت‌ پاك‌ به‌ وجود ابراهيم‌ خليل‌الرحمن‌(ع‌) در پرتو عنايت‌ و حمايت‌ او برفراز قلّهء‌ عزّت‌ و طهارت‌ بار يافت‌؛ (قَدْ كانَت ‌ْلَكُم‌ْ اُسْوَة‌ٌ حَسَنَة‌ٌ في‌ اِبْر'اهيم‌َ وَالَّذين‌َ مَعَه‌ُ)؛ «به‌ حق‌، براي‌ شما الگوي‌ نيكي‌ در زندگي‌ابراهيم‌ و كساني‌ كه‌ با او بودند، وجود دارد».
آن‌گاه‌ كه‌ ابراهيم‌ خليل‌(ع‌) به‌همراه‌ همسر خويش‌، «ساره‌» دختر عمويش‌ كه‌ زني‌ثروتمند و صاحب‌ مكنت‌ بود، از سرزمين‌ نمرود مهاجرت‌ نمود و به‌ وادي‌ قبطيان‌ در مصررسيد، در دام‌ ماموران‌ حكومتي‌ گرفتار آمد و در نهايت‌، همسر صاحب‌ جمالش‌ را اسيرنيّات‌ شوم‌ فرعون‌ بدطينت‌ زمان‌ ديد كه‌ قصد تعرض‌ به‌ او را داشت‌. از اين‌رو، به‌ پروردگارخويش‌ پناه‌ برده‌، ارادهء‌ ربوبي‌ دست‌ فرعون‌ را چون‌ سنگ‌ سختي‌، خشك‌ برجاي‌ نهاد وآندم‌ كه‌ ابراهيم‌(ع‌) عجز و انابهء‌ او را مشاهده‌ نمود، به‌ اذن‌ خداي‌ رحمان‌ دست‌ او را به‌حالت‌ نخست‌ بازگرداند. اين‌ واقعه‌ چنان‌ خوف‌ و مهابتي‌ در دل‌ غافل‌ آن‌ پادشاه‌ افكند كه‌او را به‌ تعظيم‌ و تكريم‌ فراوان‌ واداشت‌ و به‌عنوان‌ عذرخواهي‌ هداياي‌ بسياري‌ از جمله‌كنيز زيبارويي‌ را به‌ نام‌ «هاجر» به‌ آنان‌ بخشيد.
و اين‌ چنين‌، هاجر، كنيز گمنام‌ بارگاه‌ فرعون‌، به‌ كاشانة‌ ساده‌ و بي‌آلايش‌، امّا سرشار ازروحانيت‌ و معنويت‌ حضرت‌ ابراهيم‌(ع‌) گام‌ نهاد و در حصار امن‌ باغبان‌ گلشن‌ توحيد قرارگرفت‌ و در پناه‌ عشق‌ و ارادتي‌ فزاينده‌ به‌ حضرتش‌، تطهير يافت‌ و لوح‌ دلش‌ به‌موجب‌عشق‌ و شيدايي‌ نسبت‌ به‌ منزلت‌ توحيدي‌ و شكوه‌ ملكوتي‌ ابراهيم‌(ع‌) از هر نوع‌ آلايشي‌مبرّا گشت‌ و در كانون‌ مشحون‌ از مهر و محبت‌ حضرت‌ خليل‌ الرحمن‌(ع‌) مهيّاي‌ ظهورثمرهء‌ فرخنده‌اي‌ چون‌ اسماعيل‌(ع‌) گرديد؛ فرزند پاك‌سرشت‌ و خجسته‌ لقايي‌ كه‌ پيامبرختمي‌ مرتبت‌(ص‌) همواره‌ به‌ وجود قدسي‌اش‌ مباهات‌ مي‌كرد و خود را سلالهء‌ شجرهء طيّبهء‌اسماعيل‌(ع‌) معّرفي‌ مي‌نمود.
امّا چون‌ حضور هاجر و فرزندش‌ اسماعيل‌ براي‌ ساره‌ غيرقابل‌ تحمل‌ مي‌نمود، به‌ امرو ارادهء‌ رحماني‌، حضرت‌ ابراهيم‌(ع‌) بهترين‌ عزيزانش‌ را به‌ وادي‌ امن‌ الهي‌ آورده‌ و دربياباني‌ خشك‌ و سوزان‌، كنار آثار به‌ جاي‌ مانده‌ از بيت‌الحرام‌ رها نمود و موحدانه‌ ترنم‌ اين‌آيت‌ را بر زبان‌ خويش‌ جاري‌ ساخت‌ كه‌: «پروردگارا! من‌ برخي‌ از ذريه‌ام‌ را در اين‌سرزمين‌ خشك‌ و سوزان‌ دركنار خانه‌اي‌ كه‌ حرم‌ توست‌، ساكن‌ ساختم‌ تا نماز را به‌ پاي‌دارند. پس‌ دلهاي‌ گروهي‌ از مردم‌ را متوجه‌ آنان‌ ساز و از ثمرات‌ به‌ آنها روزي‌ فرما كه‌سپاس‌ بگذارند»؛ سرزميني‌ كه‌ حماسهء شور انگيز هاجر بين‌ صفا و مروه‌ در صحراي‌ گرم‌و سوزان‌ آن‌، در اثر شدت‌ عطش‌ فرزند خردسالش‌ به‌ ظهور نشست‌ و از قدوم‌ مبارك‌اسماعيل‌(ع‌) چشمة‌ زلال‌ و جوشان‌ زمزم‌، بر بستر زمين‌ تفتيده‌ مكه‌ جاري‌ گشت‌.
بدين‌ ترتيب‌، هاجر(س‌) از سر عشق‌ و ارادت‌ به‌ ابراهيم‌ خليل‌الرحمن‌(ع‌) در پرتوتعاليم‌ وحداني‌ و معارف‌ رحماني‌ او از وادي‌ نفسانيت‌ به‌ سراپردهء‌ توحيد و طهارت‌هجرت‌ نمود و به‌ انوار اسما و معارف‌ ناب‌ معنا در حريم‌ آسماني‌ ابراهيم‌(ع‌) جلا و صفايافت‌ و آن‌چنان‌ وجه‌ مطهر و نهاد دلباخته‌اش‌ را تسليم‌ دستان‌ ربّاني‌ همسرش‌ ساخت‌ كه‌به‌ همراه‌ فرزند معصوم‌ و دلبندش‌، اسماعيل‌(ع‌) در صحراي‌ خشك‌ و سوزان‌، دل‌ به‌ رضاي‌حق‌ سپرد و بر پيشگاه‌ توحيدي‌ ابراهيم‌(ع‌) پيشاني‌ سجود ساييده‌ و در مقام‌ حنيف‌خليل‌الرحمن‌(ع‌) به‌ اطاعت‌ و ارادتي‌ خالصانه‌ قيام‌ نمود و درنتيجه‌، اسوه‌اي‌ زيبنده‌ براي‌زنان‌ جوياي‌ عفاف‌ و طهارت‌ و الگويي‌ مقدس‌ براي‌ شيفتگان‌ معنويت‌ و معرفت‌ عيان‌گشت‌.
2. مريم‌(س‌) در پناه‌ تعاليم‌ آسماني‌ زكريا(ع‌)
از جمله‌ زنان‌ بزرگوار و نام‌آور كه‌ در قلعهء استوار مردان‌ صاحب‌ اسرار ماوا گزيده‌اند،حضرت‌ مريم‌ عذرا(س‌) مي‌باشد. آن‌گاه‌ كه‌ مادر مريم‌(س‌) به‌ فرزندي‌ از سلالهء‌ نور حامل‌گشت‌، با شوقي‌ سرشار از صفا و صداقت‌، آن‌ امانت‌ نذر كردهء‌ خود را به‌ پيشگاه‌ ربوبي‌ بازسپرد تا فرزندش‌ پيوسته‌ در پناه‌ و كفالت‌ ملكوتيان‌ بزم‌ عشق‌ و توحيد، آزاد و رها از قيدفرزندي‌، خدمتگزار آستان‌ رحماني‌ باشد: (رَب‌ِّ اِنّي‌ نَذَرْت‌ُ لَك‌َ ما' في‌ بَطْني‌ مُحَرَّراً فَتَقَبَّل‌ْمِنّي‌)؛ «پروردگارا ! به‌ درستي‌ كه‌ آنچه‌ در بطن‌ من‌ است‌، براي‌ تو نذر كردم‌ تا آزاد باشد.پس‌ از من‌ بپذير».
هر چند همسر عمران‌ چشم‌ به‌ راه‌ فرزندي‌ پسر بود، امّا چون‌ ديدگان‌ منتظرش‌ به‌سيماي‌ دختري‌ معصوم‌ روشن‌ شد، تولد مبارك‌ و فرخنده‌ او را آرام‌بخش‌ دل‌ بي‌قرارخويش‌ يافت‌ و به‌ بيان‌ قرآني‌ (اِنّي‌ سَمَّيْتُها مَرْيَم‌َ) او را مريم‌ ناميد و هنوز هفت‌ بهار از عمرگرانمايهء‌ دخترش‌ نگذشته‌ بود كه‌ به‌ نذر خود وفا نمود و مريم‌ را به‌ عنوان‌ كنيز و خدمتگزارخداوند به‌ بيت‌المقدس‌ روانه‌ ساخت‌.
زماني‌ كه‌ مادر مريم‌ فرزند خويش‌ را به‌ نزد زكريا(ع‌)، بزرگ‌ خدمهء‌ بيت‌المقدس‌فرستاد، ميان‌ خادمان‌ مسجد در پذيرش‌ امر كفالت‌ چنين‌ كودكي‌ رقابت‌ ايجاد شد كه‌ به‌ناچار براي‌ انتخاب‌ كفيل‌ مريم‌ به‌ قرعه‌ متوسل‌ شدند و در نهايت‌، زكرياي‌ نبي‌(ع‌) تنها فردشايستهء‌ حفاظت‌ و صيانت‌ از وجود مريم‌(ع‌) معّرفي‌ شد تا در سايهء هدايت‌ و تعليم‌ معنوي‌او از هر شائبه‌اي‌ مصون‌ ماند.
زكرياي‌ پيامبر(ع‌) كه‌ به‌ دلالت‌ قرآني‌ (وَ كَفَّلَها زَكَريّا) كفالت‌ و صيانت‌ از نهال‌ وجودمريم‌ را بر عهده‌ گرفت‌، همچون‌ باغباني‌ حاذق‌ در پرورش‌ روحاني‌ مريم‌، همتي‌ بليغ‌گمارد و پرتو تعاليم‌ آسماني‌ و توجهات‌ ربّاني‌اش‌ هردم‌ جان‌ پاك‌طينت‌ مريم‌ را روشنايي‌مي‌بخشيد و عطش‌ معنوي‌ او را از چشمه‌سار عشق‌ و محبت‌ خويش‌ سيراب‌ مي‌نمود.
مريم‌ عذرا(س‌) در محراب‌ شور و شيدايي‌ و در حريم‌ صيانت‌ كفيل‌ شفيقي‌ همچون‌زكرياي‌ نبي‌(ع‌) همواره‌ از رزق‌ معنوي‌ عشق‌ و محبت‌ ربوبي‌ و مائدهء حمد و تسبيح‌ آسماني‌كه‌ توام‌ با جذبه‌هاي‌ مستانه‌ در برابر ربّش‌ بود، برخوردار مي‌شد كه‌ (كُلَّم'ا دَخَل‌َ عَلَيْه'ا زَكَريَّاالِْمحْر'اب‌َ وَجَدَ عِنْدَه'ا رِزْقاً)؛ «هرگاه‌ زكريا به‌ محراب‌ عبادت‌ مريم‌ وارد مي‌شد، رزق‌ وروزي‌ در نزد او مي‌يافت‌».
و اين‌ گونه‌، مريم‌(س‌) در حصار توجه‌ و عنايت‌ ربّاني‌ حضرت‌ زكريا(ع‌) به‌ خلعت‌طهارت‌ و پاكي‌ آراسته‌ گرديد و در پرتو كفالت‌ بي‌شائبهء‌ او بسان‌ پروانه‌اي‌ شيدا از شهدجان‌بخش‌ محبت‌ و مائده‌ معارف‌ ربوبي‌ او بهره‌مند بود و پيوسته‌ به‌ شوق‌ ديدار زكريا(ع‌)همچون‌ شور و اشتياق‌ فاطمه‌(س‌) نسبت‌ به‌ پدر بزرگوارش‌، محمد مصطفي‌(ص‌)، شبنم‌زلال‌ وجد و حال‌ از ديدگان‌ خويش‌ روان‌ مي‌ساخت‌ و همواره‌ در محراب‌ نياز، آيينهء‌ دل‌ رابه‌ ياد دلدار، صفا و جلا مي‌بخشيد و از وجود روحاني‌ پير وارستهء‌ الهي‌، زكرياي‌ نبي‌(ع‌)شراب‌ طهور عشق‌ آسماني‌ و ساغر روح‌بخش‌ وحداني‌ برمي‌گرفت‌ تا آنجا كه‌ مخاطب‌ به‌طنين‌ كروبيان‌ عالم‌ قدس‌ گرديد كه‌: (يا مَرْيَم‌ُ اِن‌َّ اللّه‌َ اصْطَفاك‌ِ وَ طَهَّرَك‌ِ وَاصْطَفاك‌ِ عَلي‌'نِسا´ءِ الْعالَمين‌َ)؛ «اي‌ مريم‌ ! همانا خداوند تو را انتخاب‌ نمود و پاكيزه‌ گردانيد و تو را برزنان‌ جهان‌ برگزيد».
قلب‌ مريم‌ عذرا(س‌) در پرتو توجه‌ عاشقانه‌ به‌ سيماي‌ عارفانة‌ زكريا(ع‌) چنان‌ جلا وصفا يافت‌ كه‌ به‌ اشارهء‌ روحاني‌ (فَأَرْسَلْنا اِلَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّل‌َ لَها بَشَراً سَوِيّاً) تمثل‌ و جلوه‌پاك‌ روح‌القدس‌ به‌ امر و اراده‌ ربوبي‌، نهاد طهارت‌ يافتهء‌ مريم‌ را به‌ نفخهء روح‌فزاي‌ قدسي‌تاييد نمود و روح‌ پاك‌ الهي‌ و كلمهء حسناي‌ رحماني‌، به‌ وسيلهء‌ فرستادهء‌ امين‌ پروردگارمريم‌(س‌) در وجود مطهّر او به‌ وديعت‌ نهاده‌ شد و بارقهء‌ مقدس‌ عيسي‌ روح‌ الله‌(ع‌) درآسمان‌ جان‌ مريم‌ عذرا(س‌) درخشيد و عيساي‌ مسيح‌، شجره‌ طيبهء‌ عشق‌ و محبت‌، ازكشتزار بهشتي‌ مريم‌(س‌) سربرآورد تا شكوفه‌هاي‌ ولايي‌اش‌، رايحهء عشق‌ و روحانيت‌ رادر عرصهء‌ گيتي‌ پراكنده‌ سازد.
3. فاطمه‌ بنت‌اسد(س‌) در سايه‌سار فتوت‌ ابوطالب‌(ع‌)
فاطمه بنت‌ اسد(س‌) يكي‌ ديگر از بانوان‌ سعادتمندي‌ است‌ كه‌ در مامن‌ شرافت‌ وفضيلت‌ همسرش‌ ابوطالب‌ و در پرتو عشق‌ و ارادت‌ وافر به‌ او، از نظر ناپاك‌ اغيار وظلمت‌سراي‌ دنياپرستان‌ حفظ‌ گرديده‌ است‌. و ابوطالب‌ كه‌ در شجاعت‌ و فتوت‌ نامورزمان‌ خود بوده‌، بسان‌ اصحاب‌ كهف‌، توحيد و ايمان‌ قلبي‌اش‌ را ابراز نمي‌نمود تا به‌راحتي‌ بتواند وجود مكرم‌ محمد مصطفي‌(ص‌) را از گزند معاندان‌ و مشركان‌ و از تعرض‌دشمنان‌ و كافران‌ در امان‌ دارد.
و پيامبر اكرم‌(ص‌) كه‌ از دوران‌ كودكي‌ تا سالها پس‌ از بعثت‌ در پناه‌ حمايت‌ و عنايت‌خالصانهء‌ ابوطالب‌ قرار داشت‌، ظهور و بروز دين‌ متكامل‌ اسلام‌ را مرهون‌ فداكاري‌ و ايثارجوانمرداني‌ چون‌ ابوطالب‌ مي‌دانست‌؛ چه‌ اينكه‌ ابوطالب‌ رادمرد طريق‌ حق‌ و معنا وامانت‌دار وصايا و آثار انبيا، عمر گرانمايهء‌ خويش‌ را در مساعدت‌ و همراهي‌ با رسول‌خدا(ص‌) مصروف‌ نمود و سالها چون‌ محافظي‌ دلسوز و شجاع‌ و نگهباني‌ امين‌ و دلير،هستي‌ خود را در راه‌ مصونيت‌ از محمد مصطفي‌(ص‌) و اعتلاي‌ آيين‌ الهي‌اش‌ فدا نمود ودر اين‌ راه‌، محبوب‌ترين‌ فرزندانش‌، علي‌ مرتضي‌(ع‌) را نيز به‌ دست‌ مبارك‌ پيامبر(ص‌) سپردو همواره‌ به‌ او سفارش‌ مي‌نمود كه‌ هيچ‌گاه‌ از محمد(ص‌) كناره‌ نگيرد و پيوسته‌ ملازم‌ وحامي‌ حضرتش‌ باشد.
فاطمه‌ بنت‌ اسد كه‌ در طي‌ سالهاي‌ مديد از بهترين‌ لحظات‌ زندگاني‌اش‌، بنابر تمايل‌قلبي‌ ابوطالب‌ و در حريم‌ نگهباني‌ و حراست‌ او، وجود آسماني‌ محمدبن‌عبدالله‌(ص‌) راپيوسته‌ در ماواي‌ پر مِهر و محبت‌ و صميميت‌ خويش‌ مي‌پروراند، همواره‌ در حصار امن‌صيانت‌ و ديانت‌ همسرش‌، ابوطالب‌، معتكف‌ عفاف‌ و ايمان‌ گشته‌، در نتيجه‌، حامل‌ يگانه‌عطيّهء‌ قدسي‌ ولا، علي‌ بن‌ ابي‌طالب‌(ع‌) گرديد و آندم‌ كه‌ قدم‌ در حرم‌ روحاني‌ كعبه‌ نهاد،سينهء‌ خانهء‌ توحيد گشوده‌ شد و فاطمه‌ بنت‌ اسد(س‌) جلوه‌گاه‌ نور احدي‌ و تجلي‌بخش‌گنجينهء‌ اسرار صمدي‌، به‌ سراپردهء انس‌ رحماني‌ تشرف‌ يافت‌ تا يكتا ولادت‌ با سعادت‌تاريخ‌ بشري‌ در بيت‌ وحداني‌ صورت‌ گيرد و به‌واسطهء وضع‌ حمل‌ در كعبهء‌ رحماني‌ برزنان‌ بزرگ‌ عالم‌، شرف‌ و برتري‌ يابد و در حريم‌ معظم‌ ايمان‌ و بيت‌ مكرم‌ خداي‌ رحمان‌ به‌ميلاد خجستهء‌ سرسلسلهء‌ اوليا، علي‌ مرتضي‌(ع‌) مفتخر گردد.
بدين‌ ترتيب‌، در پرتو صيانت‌ و توجه‌ روحاني‌ ابوطالب‌(ع‌) و حفظ‌ و حراست‌ ربّاني‌ اونسبت‌ به‌ همسرش‌، فاطمه‌ بنت‌ اسد(س‌) و نيز ارادت‌ و خدمت‌ عاشقانهء اين‌ زوج‌ مكرم‌ به‌وجود نوراني‌ محمد مصطفي‌(ص‌) نور عالم‌گير مهتاب‌ ولا از صلب‌ منوّر ابوطالب‌(ع‌) برپيكر مطهر فاطمه‌ بنت‌ اسد(س‌) پرتو افشاند و در مبارك‌ترين‌ و مقدّس‌ترين‌ مكان‌، كعبهء‌امن‌ رحماني‌، سرّ اصفياي‌ ربّاني‌ و خضر دردانهء‌ انبياي‌ الهي‌، علي‌ مرتضي‌(ع‌) از دامان‌بهشتي‌ زني‌ پاك‌سرشت‌ طالع‌ گرديد.
4. آمنه‌(س‌) در حصن‌ رحماني‌ عبدالله‌(ع‌)
نمونهء‌ ديگري‌ از طهارت‌ پيشگان‌ و توفيق‌ يافتگان‌ تاريخ‌ بشريت‌، عبداللّه‌ و آمنه‌، پدرو مادر گرامي‌ رسول‌ اكرم‌(ص‌) مي‌باشد كه‌ چون‌ اختراني‌ پر فروغ‌ بر فراز سپهر نيلگون‌تاريخ‌ درخشيده‌اند و شميم‌ دل‌انگيز عصمت‌ و پاكي‌ را در فضاي‌ گلشن‌ احباب‌گسترده‌اند.
عبداللّه‌ در كانوني‌ پر از عشق‌ و معنويت‌ و كاشانه‌اي‌ مملو از صفا و نورانيت‌ كه‌ نقش‌مهر را به‌ زيبايي‌ ترسيم‌ مي‌نمود، ديده‌ به‌ جهان‌ گشود و از همان‌ ابتدا شهد نوشين‌ طهارت‌را از مادري‌ چون‌ «فاطمه‌ بنت‌ عمرو» نوشيد و گلبانگ‌ بيدارگر عزت‌ و كرامت‌ را از پدري‌چون‌ عبدالمطلب‌ شنيد.
عبدالمطلب‌ به‌ هنگام‌ حفر دوبارهء چاه‌ زمزم‌ چون‌ مشاهده‌ نمود كه‌ قريش‌ از باب‌عداوت‌ با او درآمده‌اند، با خداي‌ خويش‌ عهد نمود كه‌ چنانچه‌ ده‌ پسر به‌ او عطا كند تاپشتيبان‌ و حامي‌اش‌ باشند، يكي‌ از آنها را در پيشگاه‌ خداي‌ رحمان‌، ابراهيم‌وار قرباني‌نمايد.
هنگامي‌ كه‌ آرزويش‌ تحقق‌ يافت‌ و زمان‌ اداي‌ نذرش‌ فرا رسيد، نام‌ عبدالله‌، عزيزترين‌فرزندانش‌ را كه‌ در حسن‌ و زيبايي‌ و نيك‌خويي‌، يگانهء‌ زمان‌ و نادرهء‌ دوران‌ خويش‌ بود ودر ميان‌ مردم‌ مكه‌ به‌ «مصباح‌ حرم‌» شهرت‌ داشت‌، از قرعهء‌ خويش‌ بيرون‌ آورد و علي‌رغم‌ميل‌ دروني‌اش‌، به‌ناچار دست‌ فرزند دلبندش‌ را گرفته‌ و به‌ سوي‌ قربانگاه‌ روانه‌ شد. امّا باوساطت‌ و اصرار زياد برادران‌ عبداللّه‌ و جماعتي‌ از قريش‌ چنين‌ مقرر گشت‌ كه‌ بين‌عبداللّه‌ و شتران‌ او قرعه‌ بيندازند و هردم‌ بر تعداد شتران‌ بيفزايند تا قرعه‌ به‌ نام‌ آنها افتاده‌ وبه‌ جاي‌ اين‌ جوان‌ پاك‌طينت‌ و نيكوسرشت‌ قرباني‌ شود.
در نهايت‌، ارادهء‌ حق‌ بر آن‌ تعلق‌ گرفت‌ كه‌ صد شتر فديهء‌ عبداللّه‌ گردد و برات‌خوشدلي‌ به‌ دست‌ ماه‌ فروزان‌ صداقت‌ و پاكي‌، ذبيح‌ آل‌ هاشم‌ داده‌ شود؛ همو كه‌ پيغمبرختمي‌ مرتبت‌ (ص‌) به‌ او فخر نموده‌ و خود را زادهء‌ دو قرباني‌؛ يعني‌ پدرش‌ عبداللّه‌ وحضرت‌ اسماعيل‌(ع‌) معرفي‌ مي‌نمايد كه‌: «أَنَاابْن‌ُ الذَّبيحَيْن‌؛ من‌ فرزند دو ذبيح‌ هستم‌».
پس‌ از اين‌ واقعه‌، زماني‌ كه‌ عبداللّه‌ به‌ سن‌ّ جواني‌ رسيد، به‌ تقدير ربوبي‌، آمنه‌، دختروهب‌ را كه‌ در جمال‌ و زيبايي‌ شمع‌ فروزندهء‌ خاندان‌ خويش‌ به‌ شمار مي‌رفت‌، به‌ همسري‌اختيار نمود و چون‌ نگهباني‌ حاذق‌ و باغباني‌ عاشق‌، به‌ حفظ‌ و حراست‌ از شجرهء‌ طيبهءوجودش‌ پرداخت‌ و پيوسته‌ مي‌كوشيد در پرتو معالم‌ الهي‌ و معارف‌ رحماني‌، نهادپاك‌سرشت‌ او را جلايي‌ روز افزون‌ و فروغي‌ مبارك‌ بخشد.
و از آنجايي‌ كه‌ آمنه‌، شيفته‌ و دلباختهء عظمت‌ و فضيلت‌ عبداللّه‌ و عاشق‌ و دلدادهء او ـكه‌ اسماعيل‌وار قدم‌ به‌ قربانگاه‌ الهي‌ گذاشته‌ و زبانزد خاص‌ّ و عام‌ گرديده‌ بودـ شد، درپرتو شراره‌هاي‌ چنين‌ عشقي‌، دّر گرانبهاي‌ رسالت‌ را صدفي‌ مطهر شده‌ و در شب‌ ظلمت‌و جهالت‌، حامل‌ نور عالم‌تاب‌ محمد(ص‌) و آيينه‌دار طلعت‌ شمس‌ نبوت‌ گرديد و فروغ‌صبح‌ سعادت‌ را بر جان‌ نيازمند ناسوتيان‌ پرتوافشان‌ ساخت‌.
5. خديجه‌(س‌) در حريم‌ عشق‌ آسماني‌ محمد(ص‌)
از ديگر بانواني‌ كه‌ در قلعهء‌ شرافت‌ و فضيلت‌ ماوا گرفته‌ و بر جريدهء‌ عالم‌، زيبنده‌ترين‌نقش‌ عفت‌ و طهارت‌ را ترسيم‌ نموده‌اند، «خديجه‌» همسر مهربان‌ و دلباختهء پيامبراكرم‌(ص‌) مي‌باشد؛ بانوي‌ مهربان‌ و نيكو سرشتي‌ كه‌ با وجود ثروت‌ و شوكت‌ بسيار، دل‌ به‌صفا و پاكي‌ يتيمي‌ چون‌ محمد امين‌(ص‌) بست‌ و در مسير عشق‌ و دلدادگي‌ به‌ او دست‌ ازدنيا و تعلقات‌ آن‌ شست‌ و به‌ عنوان‌ نخستين‌ زن‌ مسلمان‌، قلب‌ سرشار از محبتش‌ را تسليم‌دستان‌ ربوبي‌ پيامبر(ص‌) نمود و تمام‌ دارايي‌اش‌ را در راه‌ تحقق‌ اهداف‌ مقدس‌ همسرگرامي‌اش‌، براي‌ رشد و تعالي‌ دين‌ و ترويج‌ توحيد نثار كرده‌ و نهال‌ نورستة‌ اسلام‌ راخالصانه‌ آبياري‌ نمود.
از يك‌سو، صداقت‌ و راستي‌ زن‌ صاحب‌نامي‌ چون‌ خديجه‌(س‌) كه‌ داراي‌ جاه‌ و ثروت‌بسيار بود، موجب‌ عشق‌ فزاينده‌ پيامبر(ص‌) به‌ او شد و از سوي‌ ديگر، آگاهي‌ به‌ عظمت‌ ومقام‌ آسماني‌ محمد(ص‌) مبني‌ بر اينكه‌ پيغمبر موعود و آخرين‌ رسول‌ الهي‌ است‌، باعث‌گرديد تا همچون‌ عاشقي‌ شيدا تنها از گلزار حسن‌ نبوي‌ شهد مصفاي‌ محبت‌ و دلدادگي‌بنوشد؛ آن‌چنان‌ كه‌ شراره‌هاي‌ جان‌سوز عشق‌ به‌ پيامبر(ص‌) ديدگانش‌ را به‌ روي‌ تمامي‌اغيار بسته‌ و قلب‌ پاكش‌ را از هر غبار و زنگاري‌ پيراسته‌ و از دست‌رس‌ نامحرمان‌ در امان‌داشت‌.
آن‌گاه‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌(ص‌) به‌ ارادهء‌ رحماني‌ مامور شد تا چهل‌ شبانه‌ روز از خديجه‌(س‌)كناره‌ گيرد، در كنج‌ عزلت‌، درون‌ غار حرا، معتكف‌ حريم‌ خداي‌ رحمان‌ شده‌ و از مائدهءآسماني‌ و جذبات‌ عشق‌ ربوبي‌ بهره‌مند گرديد و روزها به‌ روزه‌ و شبها به‌ سوز و گدازخالصانه‌ پرداخت‌ و مجمر دل‌ را به‌ آتش‌ عشق‌ و سوزي‌ مقدس‌ برافروخت‌.
خديجه‌(س‌) نيز كه‌ از درد عشق‌ و ارادت‌، در هجران‌ پيامبر(ص‌) پيوسته‌ سرشك‌ محنت‌از ديدگان‌ روان‌ مي‌ساخت‌، در كاشانهء‌ نبوي‌ به‌ دور از تعرّض‌ نفوس‌ مردم‌، در پرتوشعله‌هاي‌ عشق‌ فروزان‌ و علاقهء بي‌انتها نسبت‌ به‌ همسرش‌ به‌ تطهير ضمير خويش‌مي‌پرداخت‌ تا آنكه‌ صدف‌ هستي‌اش‌ حامل‌ مرواريد درخشان‌ «خير النساء» گرديد و كوثرزلال‌ فاطمه‌ اطهر(س‌) از نهاد مطهر چنين‌ مادري‌ جاري‌ گشت‌ و جان‌ شيفتگان‌ و تشنگان‌عشق‌ و معرفت‌ از چشمه‌سار گواراي‌ فاطمي‌ سيراب‌ شده‌، عالي‌ترين‌ اسوهء عشق‌ وطهارت‌ فراروي‌ پويندگان‌ صراط‌ و معنويت‌ رخ‌ نمود.
6. شهر بانو(س‌) در سايهء‌ عشق‌ و دلدادگي‌ به‌ حسين‌بن‌علي‌(ع‌)
شهر بانو، همسر مكرّم‌ و گرامي‌ امام‌ حسين‌(ع‌) در شمار زنان‌ بزرگ‌ روزگار است‌ كه‌آسمان‌ تاريخ‌ بشري‌ را به‌ كوكب‌ درخشان‌ عشق‌ و پاكي‌ آراسته‌ و انوار عفت‌ و طهارت‌ را برجان‌ جويندگان‌ حقايق‌ تابانده‌ است‌.
دختر يزدگرد سوم‌ كه‌ بر سرير شوكت‌ و منزلت‌ ظاهري‌ تكيه‌ نموده‌ و نخست‌ به‌ آيين‌زرتشت‌ متعبد بوده‌، پيش‌ از فتح‌ خراسان‌ توسط‌ لشكريان‌ اسلام‌، به‌ سبب‌ شهرت‌ و آوازهء‌فضيلت‌ و شكوه‌ معنوي‌ حسين‌بن‌علي‌(ع‌) حرارت‌ عشقي‌ باطني‌ را در وجود خود احساس‌نمود و شور و شيدايي‌اش‌ نسبت‌ به‌ او، زمينه‌اي‌ شد تا اينكه‌ در جريان‌ رويايي‌ صادقه‌، به‌دستان‌ مبارك‌ نبي‌ اكرم‌(ص‌) به‌ تزويج‌ فرزند گرامي‌اش‌ حسين‌(ع‌) در آمد و سپس‌ در پرتوعنايت‌ فاطمه‌ اطهر(س‌) در رويايي‌ ديگر، نور اسلام‌ مبين‌ را در سينهء‌ سوخته‌اش‌ مشاهده‌نمود و ترنم‌ اقرار به‌ توحيد و نغمهء‌ شهادت‌ به‌ رسالت‌ را بر زبان‌ سوزناكش‌ جاري‌ ديد.
آن‌گاه‌ كه‌ شهر بانو پس‌ از تحمل‌ مصائب‌ جانكاه‌، با كاروان‌ اسيران‌ به‌ سرزمين‌ حجازرسيد، توسط‌ اميرمومنان‌، علي‌(ع‌) پيمان‌ تزويج‌ مباركش‌ با امام‌ حسين‌(ع‌) بسته‌ شده‌، با نورجمال‌ حسين‌(ع‌) بسان‌ شبنم‌ زلال‌ به‌ معراج‌ معنا رفت‌ و سيماي‌ ملكوتي‌ همسرش‌ راآرام‌بخش‌ دل‌ بي‌قرارش‌ يافت‌؛ آن‌ چنان‌ كه‌ ضمير شيفته‌اش‌ در پرتو عشق‌ و دلدادگي‌ به‌امام‌ حسين‌(ع‌) گوهري‌ درخشان‌ شد و كشتزار وجودش‌ از هر گياه‌ هرزه‌اي‌ پيراسته‌ گشت‌ ونهاد مطهرش‌ به‌ موجب‌ تعاليم‌ ولايي‌ و هدايت‌ ربّاني‌ همسرش‌، تجلي‌گاه‌ زينت‌ عابدان‌وعارفان‌، امام‌ سجاد(ع‌) گرديد و صحيفهء عشق‌ و عرفان‌ و معنويت‌، و زبور اسرار وحدانيت‌و روحانيت‌ رخ‌ نمود.
7. نرجس‌ خاتون‌(س‌) در حصار ولايي‌ امام‌ حسن‌ عسكري‌(ع‌)
سرگذشت‌ «مليكه‌» دختر يشوعاي‌ مسيحي‌، فرزند زاده‌ قيصر روم‌ كه‌ سنخي


مقالات معنوی استاد

کلیپ های تصویری

گلچینی از مجموعه سخنرانی های عارف هنرمند استاد یعقوب قمری شریف آبادی