پایگاه اطلاع رسانی

عارف صاحبدل، هنرمند و نویسنده فرزانه استاد یعقوب قمری شریف آبادی

به سایت فروغ مهتاب خوش آمدید

نقش‌ آدم‌ صفی‌اللّه‌ در صیانت‌ از حوّا امة‌الله‌


در پرتو ايمان‌ و معارف‌ رحماني‌ بسان‌ آهن‌ سنگين‌ و استوار باشد، درمقابل‌ مغناطيس‌ وجود زن‌، استقامت‌ ورزيده‌ و او را جذب‌ حريم‌ ولايي‌ خويش‌ مي‌نمايدو در حصار امن‌ رحماني‌، از آسيب‌ وساوس‌ نفساني‌ دور كرده‌ و گوهر طهارت‌ و پاكي‌اش‌را محافظي‌ صادق‌ و نگهباني‌ امين‌ مي‌گردد تا زيباترين‌ گلهاي‌ وجود و عالي‌ترين‌ ثمرات‌بهشتي‌ و نيكوترين‌ روايح‌ هابيلي‌ و مبارك‌ترين‌ خلق‌ رحماني‌ را در كشتزار وجودش‌پرورده‌ و فضاي‌ جهان‌ ناسوت‌ را مملوّ از رايحهء‌ دل‌انگيز طهارت‌ و معنويت‌ و شميم‌طرب‌انگيز نورانيت‌ و بصيرت‌ گرداند.


آدم‌ صفي‌الله‌(ع‌) تجلي‌گاه‌ اسما و صفات‌ حسناي‌ الهي‌، امانت‌دار روح‌ قدسي‌ ومشعل‌دار نور عقل‌ الهي‌ در اعماق‌ ضمير مطهرش‌ گرديد و جامه‌ تكريم‌ (عَلَّم‌َ ا'دَم‌َ الْاَسْم'اءَكُلَّها) را در بر خويش‌ مشاهده‌ نمود تا بر سرير خليفة‌الهي‌ و كرسي‌ علم‌ الاسمائي‌ تكيه‌زده‌، بهره‌مند از فضيلت‌ سروري‌ بر كائنات‌، مسجود ملائكة‌ اللّه‌ و موجودات‌ سه‌ عالم‌جمادي‌، نباتي‌ و حيواني‌ گردد.
امّا آن‌گاه‌ كه‌ پرتو عقل‌ الهي‌ بر وجود اين‌ وليدة‌ علم‌ الاسماء تابيدن‌ گرفت‌، ساية‌ظلمت‌ گستر نفس‌ پديد آمد و آدم‌(ع‌) كه‌ در جنت‌ الهي‌ به‌ صيانت‌ از نهاد رحيمي‌ حوّا(س‌) وپرهيز از شجرهء‌ منهيّهء‌ تمتع‌ نفساني‌ مامور گشته‌ بود، در ميدان‌ جهاد با نفس‌ و اطاعت‌ ازخواستهء‌ ملكوتي‌عقل‌ الهي‌ به‌ امتحان‌ ربوبي‌ ابتلا يافت‌.
و چون‌ اين‌ نهال‌ نورسته‌ وجود و نشاي‌ شجرة‌ رسالت‌، تنها عالم‌ و آگاه‌ به‌ اسماء اللّه‌بود، و در حجاب‌ نسيان‌ از حقايق‌ اسما كه‌ اذكار و معارف‌ ولايي‌ است‌، به‌ سر مي‌برد، آن‌گاه‌كه‌ به‌ تزويج‌ و پيوند خجسته‌ با حوّا(س‌) نايل‌ آمد و مِهر و كابين‌ او را آموزش‌ معالم‌ دين‌يافت‌، در مراقبت‌ از اين‌ امانت‌ الهي‌ غفلت‌ ورزيد و عقل‌ طيبهء‌ عزازيلي‌ او غافل‌ از معارف‌اسماء اللّه‌ و لطايف‌ ذكراللّه‌ گرفتار وسوسهء‌ شيطاني‌ نفس‌ ملكي‌ شده‌ و شعاع‌ عقل‌ الهي‌اش‌در پس‌ ابر تيرهء‌ عشق‌ مجازي‌ و تمتع‌ نفساني‌ محجوب‌ گرديد.
در نهايت‌ نيز فريفتهء‌ جمال‌ ظاهري‌ و خواهش‌ نفساني‌ حوّا شده‌، ذائقهء‌ خويش‌ را به‌حلاوت‌ زود گذر شجرهء‌ منهيه‌ نفسانيت‌ آلوده‌ نمود و هر دو از لباس‌ نيكنامي‌ و عزّت‌عريان‌ شدند و به‌ اندوه‌ جان‌گداز هبوط‌ از بهشت‌ معنوي‌ و عالم‌ سكر الهي‌ مبتلا گشته‌ وثمرهء‌ چشيدن‌ از لذت‌ ملكي‌شجرهء‌ نفس‌ ناسوتي‌ را در نخستين‌ فرزندشان‌، قابيل‌، رويت‌نمودند و نتيجهء‌ سوء عمل‌ خويش‌ را در وجود او جلوه‌گر يافتند.
اما آن‌گاه‌ كه‌ آدم‌ و حوا(ع‌) از عالم‌ وحدت‌ ربوبي‌ بر ارض‌ كثرات‌ ملكي‌ هبوط‌نمودند، در حريم‌ كوه‌ صفاي‌ علوي‌ و حصار امن‌ مروهء‌ فاطمي‌ به‌ توبه‌ و تزكيه‌ نشستند تا ازحجاب‌ و غفلت‌ شيطان‌ نفس‌ رهايي‌ يافته‌ و از زنگار دلگير حب‌ّ الشهوات‌ تطهير شوند. واين‌ گونه‌، آدم‌ (ع‌) پس‌ از خلقت‌ الهي‌اش‌ كه‌ از فروغ‌ اسمايي‌ «أَن‌َّ اللّ'ه‌َ خَلَق‌َ ا'دَم‌َ عَلي‌'صُورَتِه‌ِ» جلوه‌ يافته‌ بود، به‌ زيور خلقتي‌ دوباره‌ و حياتي‌ روحاني‌ آراسته‌ شده‌ و در پرتو«اِن‌َّ ا'دَم‌َ خُلِق‌َ عَلي‌' صُورَة‌ِ الرَّحْمن‌ِ» حقيقت‌ باطني‌ روح‌ رحماني‌، آدم‌(ع‌) را جاني‌ تازه‌ بخشيدو نسيم‌ روح‌ قدسي‌ بر ضمير منيرش‌، تولدي‌ دوباره‌ به‌ ارمغان‌ آورد تا در سايه‌سار شرح‌صدر ولايي‌، به‌ علم‌ بيان‌ رحماني‌ دست‌ يابد و چشمه‌سار زلال‌ اذكار عرفاني‌ از قلب‌ اوروان‌ گرديده‌، وجود عزازيلي‌ و نهاد بهشتي‌ زوجه‌اش‌ را در حريم‌ امن‌ ولايت‌ از گزندابليس‌ِ رانده‌ شده‌ مصون‌ دارد.
بدين‌ ترتيب‌، زماني‌ كه‌ آدم‌(ع‌) همچون‌ ابراهيم‌ خليل‌ الرحمن‌(ع‌)، شيطان‌ عنادپيشهء‌نفس‌ را خالصانه‌ تسليم‌ دستان‌ ولايي‌ خداي‌ رحمان‌ ساخت‌ و در آتش‌ عشق‌ و شيدايي‌،معتكف‌ تطهير و تزكيه‌ نفس‌ شد، وجودش‌ از شهد مصفاي‌ اذكار لدني‌ سرشار گرديده‌ و به‌خلعت‌ تولدي‌ معنوي‌ و خلقتي‌ رحماني‌ آراسته‌ شده‌، نواي‌ حيات‌ بخش‌ «حَيّاك‌َ اللّه‌ُوَبَيّاك‌َ» در رواق‌ جانش‌ پيچيد و اين‌ گونه‌، به‌ حفظ‌ و مراقبت‌ از زوجه‌اش‌ در برابرمشتهيات‌ دنيايي‌ شيطان‌ نفس‌ بار يافت‌ و در جوار مامن‌ توحيد ابراهيمي‌ و كعبة‌ قدس‌ولايي‌ به‌ دلالت‌ «اَنَا بي‌ تاب‌َ اللّه‌ُ عَلي‌' ا'دَم‌َ في‌ خَطيئَتِه‌ِ» محرم‌ حريم‌ رحمانيت‌ و به‌ صراحت‌فاطمي‌ «اَنَا بي‌ قَبِل‌َ اللّه‌ُ تَوْبَتَه‌ُ» باده‌نوش‌ زمزم‌ رحيميت‌ گرديد.
و اين‌ چنين‌، تسليم‌ نمودن‌ نفس‌ ملكي‌ به‌ دستان‌ خلاق‌ انسان‌ كامل‌ ولايي‌ و عرفان‌ وبصيرت‌ به‌ اسرار اسماء اللّه‌ و رموزات‌ ذكر الله‌، مايهء‌ رهايي‌ نفس‌ از زنجير شهوات‌ وتمنيات‌ ملكي‌ شده‌، حفظ‌ گوهر عفاف‌ و پاكدامني‌ زن‌ را در حريم‌ آسماني‌ و مامن‌ روحاني‌مرد مومن‌ موجب‌ مي‌گردد؛ چنان‌ كه‌ در تمثيل‌، حقيقت‌ وجود زن‌، چون‌ آب‌ زلالي‌ است‌كه‌ چنانچه‌ طغيان‌ كند و بر بستر زمين‌ به‌ صورت‌ سيل‌ جريان‌ افتد، نه‌ تنها خود به‌ گل‌ و لاي‌تمايلات‌ نفساني‌ و آلودگي‌ به‌ خواهشهاي‌ شهواني‌ تيره‌ و تار مي‌شود، بلكه‌ ويرانگر هر چه‌بر سر راهش‌ قرار گيرد نيز مي‌باشد.
اما چنانچه‌ در دل‌ كوهسار استوار مرد مومن‌ كه‌: «اَلْمُوْمِن‌ُ كَالْجَبَل‌ِ الرّ'اسِخ‌ِ» قرار يابد، ازآلايش‌ و تيرگي‌ غفلت‌ و ناپاكي‌ و گرفتاري‌ به‌ نفسانيت‌ و پليدي‌ در امان‌ مانده‌، در مكتب‌هادي‌ صراط‌ طهارت‌ و در سايه‌سار برگ‌ سبزفام‌ خضر عالِم‌ به‌ علم‌ لدني‌ و عارف‌ به‌ حقايق‌اسماي‌ الهي‌، به‌ چشمهء‌ گوارا و حيات‌بخش‌ رحيمي‌ تبديل‌ شده‌ و نويد بهشت‌ نعيم‌ ربوبي‌را بر دامنه‌ كوهسار مومن‌ كامل‌ سر داده‌ و در دامان‌ عفيف‌ خويش‌، پاك‌ترين‌ ثمرات‌ وجودرا به‌ ارمغان‌ مي‌آورد.
و در تمثيل‌ ديگر، چنانچه‌ مرد در برابر كشش‌ و مغناطيس‌ وجود زن‌، همچون‌براده‌هاي‌ پراكندهء‌ آهن‌، فاقد استقامت‌ لازم‌ باشد، محو جاذبهء‌ او گشته‌، تابع‌ تمايلات‌ناسوتي‌ و مطيع‌ خواهشهاي‌ نفساني‌اش‌ مي‌گردد و ثمرهء‌ اين‌ چسبندگي‌ و غفلت‌، و حاصل‌اين‌ خودخواهي‌ و شهوت‌، مولودي‌ خواهد شد كه‌ بسان‌ قابيل‌، گريزان‌ از فروغ‌ عقل‌رحماني‌ و طريق‌ معنوي‌ هابيلي‌ مي‌گردد.
اما چنانچه‌ در پرتو ايمان‌ و معارف‌ رحماني‌ بسان‌ آهن‌ سنگين‌ و استوار باشد، درمقابل‌ مغناطيس‌ وجود زن‌، استقامت‌ ورزيده‌ و او را جذب‌ حريم‌ ولايي‌ خويش‌ مي‌نمايدو در حصار امن‌ رحماني‌، از آسيب‌ وساوس‌ نفساني‌ دور كرده‌ و گوهر طهارت‌ و پاكي‌اش‌را محافظي‌ صادق‌ و نگهباني‌ امين‌ مي‌گردد تا زيباترين‌ گلهاي‌ وجود و عالي‌ترين‌ ثمرات‌بهشتي‌ و نيكوترين‌ روايح‌ هابيلي‌ و مبارك‌ترين‌ خلق‌ رحماني‌ را در كشتزار وجودش‌پرورده‌ و فضاي‌ جهان‌ ناسوت‌ را مملوّ از رايحهء‌ دل‌انگيز طهارت‌ و معنويت‌ و شميم‌طرب‌انگيز نورانيت‌ و بصيرت‌ گرداند.


مقالات معنوی استاد

کلیپ های تصویری

گلچینی از مجموعه سخنرانی های عارف هنرمند استاد یعقوب قمری شریف آبادی