پایگاه اطلاع رسانی

عارف صاحبدل، هنرمند و نویسنده فرزانه استاد یعقوب قمری شریف آبادی

به سایت فروغ مهتاب خوش آمدید

ظهور شجره طیبّه آدم وحوّا(س) دربهشت اسما


پس‌ از عيسي‌، روح‌الله‌(ع‌)، روح‌ قدسي‌ و نفحهء‌ رحماني‌ در وجود عظيم‌الشان‌ محمدمصطفي‌(ص‌) جلوه‌ نمود و حضرتش‌ مأمور به‌ اتمام‌ سلسلهء نوراني‌ نبوت‌ و اكمال‌ دين‌ ومعرفي‌ ولايت‌ شد؛ چه‌ اينكه‌ ديدگان‌ حق‌بين‌ پيامبر(ص‌) به‌ بيان‌ معنوي‌ «أَنَا ذُوالعَيْنَيْن‌ِ؛ من‌با هر دو چشم‌ مي‌بينم‌» شاهد حقايق‌ آسمان‌ معرفت‌ و ناظر مظاهر ارض‌ شريعت‌ گرديد وبه‌ هنگام‌ غروب‌ شمس‌ عالم‌تابش‌، انوار روح‌القدس‌ را از نهان‌خانهء قلب‌ سليم‌ و مصفايش‌بر وجود قمر عالم‌آراي‌ ولا، علي‌اعلا(ع‌)، پرتو افشاند


مفتاح‌ اول‌: توصيف‌ حضرت‌ آدم‌(ع‌) در بهشت‌ اسما
قمر رحماني‌ علي‌اعلا(ع‌) و زهرهء رحيمي‌ منصورهء زهرا(س‌) كه‌ از شمس‌ منوّر احمدي‌به‌ ظهور رسيدند، پرتوافشان‌ اسرار سر به‌ مُهر ذات‌ در صبح‌ فرخندهء هستي‌ شدند ونفحات‌ حيات‌ را از درياي‌ بيكران‌ رحمت‌ الهي‌ بر گسترهء‌ عالم‌ ملك‌ روان‌ نموده‌ وزيبنده‌ترين‌ نقش‌ وجود، يعني‌ صورت‌ كامل‌ انساني‌ را بر صحيفهء‌ ارض‌ به‌ تصوير كشيده‌،واسطهء‌ تجلي‌ دو مرواريد درخشان‌ الهي‌، آدم‌ صفي‌الله‌(ع‌) و حوّا امة‌الله‌(س‌) از خزاين‌ بحرتوحيد و گنجينهء‌ مخزن‌ «كنت‌ُ كَنْزاً مَخْفيّاً»1 در بهشت‌ ارض‌ شدند.
و بدين‌ نحو در عالم‌ غيب‌، رايحهء‌ دل‌انگيز علوي‌ و فاطمي‌ از دو گلبوتهء‌ نورستهء‌بهشتي‌، مشام‌ كروبيان‌ حريم‌ قدس‌ را طراوت‌ بخشيد و مرآت‌ تمام‌نماي‌ اين‌ دو خلق‌جديد، تجلي‌گاه‌ انوار علي‌اعلا(ع‌) و منصورهء‌ زهرا(س‌) گرديد و حقيقت‌ ازلي‌ «فَخَلَقْت‌ُ الخَلْق‌َلِكَي‌ْ أُعرَف‌َ»2 در خلقت‌ ربوبي‌ آدم‌(ع‌) و حوا(س‌) به‌ ظهور رسيد؛ چنان‌ كه‌ در عالم‌ شهود نيزتراب‌ معطر آدم‌ از وجود رحماني‌ ابوتراب‌ بهره‌ گرفت‌ و كوثر مطهر حوّا از وجود رحيمي‌زهرا پيمانه‌ يافت‌.
و آن‌گاه‌ كه‌ دو دست‌ جلال‌ و جمال‌ الهي‌، خميرمايهء مبارك‌ آدم‌(ع‌) را در اربعيني‌خجسته‌ مي‌سرشت‌، هردم‌ از قطرات‌ باران‌ رحمت‌ خويش‌ بر خاك‌ آدم‌(ع‌) مي‌افشاند ومنازل‌ تكويني‌ و مراحل‌ چهل‌گانهء‌ تخمير گِل‌ او را به‌ دست‌ قدرتش‌ ترتيب‌ مي‌داد كه‌:«خَمّرْت‌ُ طينَة‌َ ا´دَم‌َ بِيَدي‌ أَربَعين‌َ صَباحاً؛ 3 گل‌ آدم‌ را چهل‌روز با دست‌ خود سرشتم‌».
و اين‌گونه‌، ارادهء‌ رحماني‌، سرشت‌ انساني‌ را در مشتي‌ خاك‌ برگرفته‌ از «أديم‌ُ الأرْض‌ِ»4 تعبيه‌ نمود و تراب‌ خوشبوي‌ آدم‌(ع‌) را به‌ اشارت‌ «اِن‌َّ اللّه‌َ تَعالي‌' خَلَق‌َ آدَم‌َ(ع‌) مِن‌ الْمآءِالعَذْب‌ِ»5 با آب‌ گوارا و مطهر عشق‌ درآميخت‌ تا جمال‌ بي‌همتاي‌ او در بهشت‌ ارض‌،زينت‌بخش‌ محفل‌ انس‌ ملائكة‌اللّه‌ شود.
در تمثيل‌، همچنان‌كه‌ سيارهء‌ زمين‌، از مواد گداخته‌ خورشيد پديد آمده‌ و در گذراي‌زمان‌، به‌ تدريج‌ سرد شده‌، با تبديل‌ به‌ آب‌ و خاك‌، مهياي‌ حيات‌ گرديد و آمادهء‌ ظهورنباتات‌ و جنبندگان‌ بر بساط‌ مستعدش‌ شد، در جريان‌ داستان‌ نمادين‌ و قصهء‌ پررمز و رازخلقت‌ِ آدم‌(ع‌) نيز پيكر مطهر او به‌ فضل‌ و عنايت‌ ربّاني‌ در سيري‌ تكويني‌ در جايگاه‌(أَحسَن‌ِ تَقْويم‌ٍ)6 قرار گرفت‌ و خامهء‌ نقاش‌ ازل‌، نقش‌ زيبندهء‌ او را بر اوج‌ بلنديهاي‌ رشد وتعالي‌ ترسيم‌ نمود و تاج‌ شرافت‌ و كرامت‌ خليفة‌اللهي‌ را بر سر او نهاد.
در چنين‌ عرصهء‌ شريفي‌، گسترهء‌ بهشت‌ الهي‌ شاهد فروغ‌ عالم‌آراي‌ برترين‌ نقش‌ دايرهء‌وجود شد؛ جلوهء‌ مقدسي‌ كه‌ مي‌بايست‌ بر سرير شكوه‌ و عزت‌ رحماني‌ تكيه‌ زند و آواي‌سيادت‌ و سروري‌ بر كائنات‌ را در سراي‌ ارض‌ سردهد و امانت‌ سنگين‌ نيابت‌ و خلافت‌خدايي‌ را بر دوش‌ كشد:
(وَ اِذْ قال‌َ رَبُّك‌َ الْمَلا'ئِكَة‌ِ اِنّي‌ جاعِل‌ٌ فِي‌ الأَرْض‌ِ خَليفَة‌ً)؛ 7 «[به‌ خاطر بياور] هنگامي‌ راكه‌ پروردگارت‌ به‌ فرشتگان‌ گفت‌: من‌ در روي‌ زمين‌ جانشين‌ و خليفه‌اي‌ قرار مي‌دهم‌».
جام‌ تن‌ و ساغر وجود آدم‌(ع‌) كه‌ از تربت‌ مطهر ابوتراب‌ قداست‌ يافته‌ بود، مهياي‌صهباي‌ طهور جان‌ شد و آندم‌ كه‌ به‌ بيان‌ قرآني‌ (فَاِذ'ا سَوَّيْتُه‌ُ) 8از هرگونه‌ كجي‌ واعوجاجي‌ مبرّا گشت‌ و بسان‌ ماه‌ شب‌ چهارده‌ به‌ تمامه‌ در برابر خورشيد جان‌بخش‌ حق‌قرار گرفت‌، نور قدس‌ الهي‌ كه‌ حامل‌ روح‌ قدس‌ رحماني‌ بود، بر ارض‌ وجودش‌ پرتوافشاند.
و آن‌گاه‌ كه‌ با وجودي‌ سليم‌ و پيكري‌ مستوي‌، در برابر نسيم‌ روح‌بخش‌ ربوبي‌ ايستاد وضمير پاكش‌، آيينهء‌ تمام‌نماي‌ الهي‌ شد، به‌ شرافت‌ جاودانهء (وَنَفَخْت‌ُ فيه‌ مِن‌ْ رُوحي‌)،9 نورقدسي‌ الهي‌، روح‌ قدسي‌ رحماني‌ خود را بر وجود مطهرش‌ دميد و دست‌ نقش‌آفرين‌ حق‌به‌ دلالت‌ آسماني‌ (هُوَ اللّه‌ُ الْخالِق‌ُ الْبارِي‌ءُ الْمُصَوِّرُ لَه‌ُ الْأَسْماءُ الْحُسْني‌')10 اسماي‌ حسناي‌ربوبي‌ را در وجود پاك‌ آدم‌(ع‌) رقم‌ زد و حقايق‌ جلال‌ رحمانيت‌ و لطايف‌ جمال‌ رحيميت‌را بر نهاد راست‌طينت‌ او ترسيم‌ نمود.
و بدين‌ ترتيب‌، اسماي‌ الهي‌ و سيرت‌ ولايي‌ در وجود انساني‌ آدم‌(ع‌) پديدار شد وكالبد مطهرش‌ مؤيد به‌ نفحهء‌ روحاني‌ الله‌تعالي‌ گرديده‌، قلب‌ پاكش‌ از طلعت‌ روح‌ قدسي‌،كيميا شد و گنج‌ حقايق‌ ربوبي‌ در صدف‌ گرانبهاي‌ آدم‌(ع‌) جاي‌ گرفته‌، سراير ذات‌ مطلق‌ دربهترين‌ صورت‌ مخلوقات‌ جلوه‌ نمود كه‌: «اِن‌َّ اللّه‌َ خَلَق‌َ آدَم‌َ علي‌' صُورتِه‌ِ»11 و طائر قدس‌ درنيكوترين‌ آشيان‌ گيتي‌ مأوا گزيد و قلب‌ مصفاي‌ آدم‌ صفي‌الله‌(ع‌) به‌ افتخار والاي‌ «قَلب‌ُالمُؤْمِن‌ِ بَيْت‌ُ اللّه‌ِ»12 مفتخر گشته‌، لطايف‌ كرامت‌ و معرفت‌ و ذخاير عشق‌ و محبت‌ در كعبهء‌ضميرش‌ به‌ وديعه‌ نهاده‌ شد.
روح‌ مطهر و منوّر قدسي‌ كه‌ در سرآغاز آفرينش‌ انسان‌ در كالبد آدم‌(ع‌) دميده‌ شد، درآسمان‌ دل‌ و جان‌ انبيا و رسولان‌ الهي‌، منازل‌ كمال‌ و جمال‌ را طي‌ نموده‌، فروغ‌روح‌پرورش‌ در عصر عيسي‌ روح‌الله‌(ع‌)، فضاي‌ دلها را روشن‌ ساخت‌؛ چنان‌ كه‌ امام‌صادق‌(ع‌) دربارهء فراز قرآني‌ (وَ رُوح‌ٌ مِنْه‌ُ)13 فرمود: «هِي‌َ رُوح‌ُ اللّه‌ِ مَخلُوقَة‌ٌ خَلَقَهَا اللّه‌ُ في‌ آدَم‌َوَ عيسي‌'؛14 آن‌ روح‌ خداست‌ كه‌ خلق‌ شده‌ و خداوند آن‌ را در آدم‌ و عيسي‌ پديد آورد».
روح‌ قدسي‌ آدم‌ صفي‌الله‌(ع‌) در ضمير مطهر عيسي‌ كلمة‌الله‌(ع‌) تجلي‌ يافت‌ و نهادآسماني‌ مسيح‌(ع‌) كه‌ جامع‌ حقيقت‌ رسالت‌ و ولايت‌ بود، جلوهء‌ آشكاري‌ از فروغ‌روح‌القدس‌ گشت‌، كه‌ به‌ بيان‌ نبوي‌ «وَ أَخي‌ عيسي‌' عَيْنُه‌ُ اليُسري‌' عَمْياء؛15 و برادرم‌ عيسي‌ ازچشم‌ چپ‌ نابينا بود» باطن‌بيني‌ معنوي‌ و مشاهدهء‌ قدسي‌اش‌ بر ديدهء‌ شريعت‌بين‌ او غالب‌بود و بصيرت‌ معنوي‌اش‌ بيش‌ از هر چيز، لطايف‌ پنهان‌ ولايت‌ را نظاره‌ مي‌نمود و چون‌ به‌خلعت‌ آسماني‌ (وَ أَيَّدْناه‌ُ بِرُوح‌ِ الْقُدُس‌ِ)16 مزين‌ شد، در زمرهء‌ مقربين‌ همواره‌ رايحهء‌حظيرهء‌ قدس‌ كه‌ همان‌ فردوس‌ اعلا مي‌باشد، از وجود روحاني‌ و نوراني‌اش‌برمي‌خواست‌ و پيوسته‌ كوثر روح‌ الهي‌ از چشمهء‌ ضميرش‌ مي‌جوشيد.
پس‌ از عيسي‌، روح‌الله‌(ع‌)، روح‌ قدسي‌ و نفحهء‌ رحماني‌ در وجود عظيم‌الشان‌ محمدمصطفي‌(ص‌) جلوه‌ نمود و حضرتش‌ مأمور به‌ اتمام‌ سلسلهء نوراني‌ نبوت‌ و اكمال‌ دين‌ ومعرفي‌ ولايت‌ شد؛ چه‌ اينكه‌ ديدگان‌ حق‌بين‌ پيامبر(ص‌) به‌ بيان‌ معنوي‌ «أَنَا ذُوالعَيْنَيْن‌ِ؛17 من‌با هر دو چشم‌ مي‌بينم‌» شاهد حقايق‌ آسمان‌ معرفت‌ و ناظر مظاهر ارض‌ شريعت‌ گرديد وبه‌ هنگام‌ غروب‌ شمس‌ عالم‌تابش‌، انوار روح‌القدس‌ را از نهان‌خانهء قلب‌ سليم‌ و مصفايش‌بر وجود قمر عالم‌آراي‌ ولا، علي‌اعلا(ع‌)، پرتو افشاند؛ چنان‌ كه‌ رسول‌اكرم‌(ص‌) در آخرين‌لحظات‌ زندگي‌ خويش‌ فرمود: «اي‌ علي‌! سر مرا در دامان‌ خود گذار كه‌ امر پروردگارعالميان‌ فرا رسيده‌ است‌ و چون‌ جان‌ من‌ بيرون‌ آيد، آن‌ را به‌ دست‌ خود بگير و بر روي‌خود بكش‌». 18
و اين‌گونه‌، روح‌ مطهر و منوّر قدسي‌ بر وجود عالم‌ به‌ اسماي‌ الهي‌ و عارف‌ به‌ اذكاررحماني‌، علي‌(ع‌)، كه‌ به‌ صراحت‌ روايات‌ گهربار اسلامي‌ شبيه‌ترين‌ مردم‌ به‌ عيسي‌(ع‌) بود،19 روان‌ گشته‌ و معارف‌ شگفت‌ معنا بر زبان‌ گوياي‌ حضرتش‌ جاري‌ شده‌ و بصيرت‌ولايي‌اش‌ اسرار بيكران‌ هستي‌ را شهود نموده‌، هيچ‌ حقيقتي‌ از سلطهء‌ معرفت‌ و يقين‌ آن‌امام‌ متقين‌ و پيشواي‌ بزرگ‌ مقربين‌ بيرون‌ نمانده‌ است‌؛ «لَوْ كُشِف‌َ الغِطاءُ ماازْدَدْت‌ُ يَقيناً»؛20 اگر تمام‌ پرده‌ها كنار رود، بر يقين‌ من‌ افزوده‌ نمي‌شود».
بدين‌ ترتيب‌، وجود راست‌قامت‌ آدم‌ صفي‌الله‌(ع‌) كه‌ با نفحهء‌ روح‌القدس‌ جان‌ گرفت‌،در نهاد پاك‌سرشت‌ عيسي‌ روح‌الله‌(ع‌) آشكار گرديد و حقايق‌ لاهوتي‌ و معارف‌ رحماني‌روح‌القدس‌ در ضمير راست‌طينت‌ قمر ولايت‌، اميرمومنان‌(ع‌)، به‌ سرحد كمال‌ و جمال‌رسيد.
و اين‌سان‌، آدم‌(ع‌) آن‌ معجون‌ مقدس‌ ربوبي‌ و ماهيت‌ تركيب‌يافته‌ به‌ دستان‌ جلال‌ وجمال‌ الهي‌ كه‌ به‌ تبيين‌ روايت‌ قدسي‌، خداوند سبحان‌ او را از خاك‌ و آب‌ و آتش‌ و نور وباد آفريد،21 تركيبي‌ شد از خاك‌ پاك‌ و طهور تن‌، آب‌ زلال‌ و مصفاي‌ عشق‌، آتش‌ سوزندهءنفس‌، نور فروزان‌ عقل‌ و نسيم‌ معطر روح‌، كه‌ مقيمان‌ ملك‌ و ملكوت‌ را در وادي‌ تحير وسرگرداني‌ گرفتار نمود و چون‌ فرشتگان‌، متعجب‌ از چنين‌ جلوه‌اي‌، دست‌ در بوتهء‌ قياس‌بردند، غافل‌ از تلألؤ نور اصيل‌ ذات‌ و روح‌ قدسي‌ و فطرت‌ رحماني‌ نهفته‌ در نهاد او، لب‌به‌ اعتراض‌ گشودند كه‌: «آيا كسي‌ را در روي‌ زمين‌ قرار مي‌دهي‌ كه‌ فساد و خون‌ريزي‌مي‌كند، در حالي‌ كه‌ ما تسبيح‌ و تحميد تو را به‌ جاي‌ مي‌آوريم‌ و تو را تقديس‌ مي‌كنيم‌».22
گفتني‌ است‌ كه‌ علت‌ شكايت‌ و اعتراض‌ ملائكة‌اللّه‌ به‌ خلقت‌ آدم‌ صفي‌الله‌(ع‌) دربي‌توجهي‌ به‌ عظمت‌ و صفوت‌ معنوي‌ آدم‌(ع‌) و عدم‌ آگاهي‌ به‌ علم‌ و دانش‌ او به‌ اسماي‌الهي‌ بوده‌ است‌ كه‌ در اربعيني‌ خجسته‌ در وجود آدم‌ سرشته‌ شده‌ بود؛ چرا كه‌ فرشتگان‌الهي‌ و سالكان‌ حريم‌ ملكوت‌ ربوبي‌ كه‌ صرفاً برخوردار از روح‌ ايمان‌ بودند، به‌ سبب‌ناآگاهي‌ به‌ حقايق‌ روح‌ قدسي‌ آدم‌(ع‌)، او را با انسانهايي‌ از نسل‌ پيشين‌ كه‌ به‌ خلعت‌ علم‌الاسماء مزين‌ نبودند و بستر زمين‌ را ميدان‌ تاخت‌ و تاز هواهاي‌ نفساني‌ و فساد وخون‌ريزي‌ كرده‌ بودند، مورد سنجش‌ قرار دادند و نيل‌ آدم‌(ع‌) به‌ مقام‌ مقربين‌ و وصول‌ او به‌مرتبهء خليفة‌اللهي‌ را نپذيرفتند؛ چنان‌ كه‌ شكافندهء بحر معارف‌ و سراير، حضرت‌ امام‌ محمدباقر(ع‌) از وجود انسانهايي‌ قبل‌ از آدم‌ چنين‌ خبر مي‌دهد:
«از زماني‌ كه‌ خداوند متعال‌ زمين‌ را آفريد، هفت‌ طبقه‌ عالم‌ آفريد كه‌ از اولاد آدم‌(ع‌)نبودند، بلكه‌ همه‌ را از روي‌ زمين‌ پديد آورد و يكي‌ پس‌ از ديگري‌ با جهانش‌ بر روي‌زمين‌ ساكن‌ نمود. سپس‌ خداوند آدم‌، پدر اين‌ بشر را خلق‌ كرد و ذريهء‌ او را از او آفريد. به‌خدا قسم‌! تا خداوند بهشت‌ را آفريده‌، از ارواح‌ مومنان‌ خالي‌ نبوده‌ و تا دوزخ‌ را خلق‌نموده‌، از ارواح‌ كافر و گنهكاران‌ خالي‌ نمانده‌ است‌».23
بنابراين‌، پس‌ از آن‌ اعتراض‌، برق‌ قهاريت‌ از وراي‌ سراپردهء‌ ربوبيت‌ بدرخشيد و بانگ ‌عتاب‌ (اِنّي‌ أَعْلَم‌ُ ما لا'تَعْلَمُون‌َ)؛24 «به‌ درستي‌كه‌ من‌ چيزي‌ را مي‌دانم‌ كه‌ شما نمي‌دانيد» دربهشت‌ ملكوت‌ طنين‌افكن‌ شد و شكوه‌ ايزدي‌ در مرآت‌ تمام‌نماي‌ آدم‌(ع‌) جلوه‌ كرد وتوفيق‌ و كرامت‌ علم‌ و دانش‌ به‌ اسما را بدين‌ خلق‌ مبارك‌ ارزاني‌ داشت‌ و فرشتگان‌ را كه‌فاقد بصيرت‌ و ادراك‌ كامل‌ در شناخت‌ اسرار ربوبيت‌ و صفوت‌ آدم‌(ع‌) بودند، به‌ ناتواني‌در عرصهء‌ علم‌ به‌ اسماءاللّه‌ واقف‌ نمود. قرآن‌ كريم‌ مي‌فرمايد:
«[به‌ خاطر بياور] هنگامي‌ را كه‌ پروردگارت‌ علم‌ به‌ اسما را به‌ آدم‌ آموخت‌، سپس‌ آنهارا به‌ فرشتگان‌ عرضه‌ داشت‌ و فرمود: اگر راست‌ مي‌گوييد، اسامي‌ اينها را به‌ من‌ خبردهيد».25
خيل‌ كثير ملائكه‌، بي‌خبر از نور مقدس‌ و روح‌ مطهر قدسي‌ آدم‌(ع‌) و ناآگاه‌ به‌ راز غيب‌ازلي‌ و ناتوان‌ از درك‌ اسرار الهي‌، اظهار نمودند كه‌: «منزهي‌ تو! ما چيزي‌ جز آنچه‌ به‌ ماتعليم‌ داده‌اي‌، نمي‌دانيم‌. تو دانا و حكيم‌ هستي‌»26 و چون‌ آدم‌(ع‌) به‌ خواست‌ و مشيت‌ربوبي‌، لب‌ به‌ سخن‌ گشود و اسماي‌ الهي‌ را بر فرشتگان‌ عرضه‌ داشت‌، توبيخ‌ ربّاني‌ درآسمان‌ ملكوت‌ اين‌گونه‌ طنين‌افكن‌ شد كه‌: «آيا به‌ شما نگفتم‌ كه‌ من‌ غيب‌ آسمانها و زمين‌را مي‌دانم‌ و نيز مي‌دانم‌ آنچه‌ را شما آشكار مي‌كنيد و آنچه‌ را پنهان‌ مي‌داريد». 27
اصطفا و گزينش‌ ربوبي‌، آدم‌(ع‌) را به‌ مقام‌ صفوة‌ اللّه‌ نايل‌ نمود و كسوت‌ شريف‌ (اِن‌َّاللّه‌َ اصْطَفي‌' 'ادَم‌َ)؛28 «همانا خداوند آدم‌ را برگزيد» را بر قامت‌ رعناي‌ او پوشاند و تاج‌زيبندهء‌ فضيلت‌ و كرامت‌ را بر سر او نهاد و منشور نافذ خلافت‌ و ولايت‌ بر كرهء‌ خاكي‌ را به‌دستش‌ سپرد و شرافت‌ علم‌ به‌ اسماءاللّه‌ را به‌ او تفضل‌ فرمود و سلسلهء نوراني‌ پيامبران‌الهي‌ را ميراث‌دار اين‌ عطيهء‌ دلرباي‌ رحماني‌ ساخت‌.
آدم‌ صفي‌الله‌(ع‌)، يگانه‌ خليفهء‌ حق‌ در اقليم‌ وجود و كامل‌ترين‌ نقش‌ جلال‌ و جمال‌ربوبي‌ در گلشن‌ هستي‌ گرديد كه‌ از فروغ‌ وجه‌ منوّر و قدسي‌اش‌ بهشت‌ روشن‌ شد وروحانيان‌ و كروبيان‌ عالم‌ ملكوت‌ و طايفان‌ عرش‌ جبروت‌ به‌ امر و ارادهء‌ ازلي‌، مأمور به‌تعظيم‌ و سجده‌ در رواق‌ حضورش‌ گرديدند: (فَاءِذ'ا سَوَّيْتُه‌ُ وَ نَفَخْت‌ُ فيه‌ِ مِن‌ْ رُوحي‌ فَقَعُوا لَه‌ُساجِدين‌َ)؛29 «پس‌ هنگامي‌ كه‌ او را مستوي‌ نمودم‌ و از روح‌ خود در او دميدم‌، همگي‌ بر اوسجده‌ نماييد».
اصطفاي‌ آدم‌(ع‌) در علم‌ و آگاهي‌ او به‌ اسماي‌ الهي‌ و تكريم‌ او در سجدهء‌ ملائكة‌اللّه‌ به‌جهت‌ وجود اسماي‌ حسنا در نهاد قدسي‌ او بود؛ حقايق‌ منوّري‌ كه‌ از آسمان‌ بيكران‌ اسما وصفات‌، روشنگر وجود آدم‌(ع‌) شده‌، همچون‌ جواهري‌ ناب‌ در گنجينهء‌ ضميرش‌ به‌ وديعت‌نهاده‌ شد:
«چون‌ خداوند متعال‌ آدم‌ را آفريد و مستوي‌ ساخت‌ و اسم‌ هر چيز را بدو آموخت‌ و برملائكه‌ عرضه‌ داشت‌، محمد و علي‌ و فاطمه‌ و حسن‌ و حسين‌ [صلوات‌ اللّه‌ عليهم‌اجمعين‌] را اشباح‌ پنج‌گانه‌اي‌ در صلب‌ آدم‌ قرار داد؛ به‌طوري‌ كه‌ انوار آنها كرانه‌هاي‌آسمانها و حجابها و جنان‌ و كرسي‌ و عرش‌ را روشن‌ گردانيد. پس‌ خداوند به‌ جهت‌ تعظيم‌بر او فرشتگان‌ را به‌ سجدهء آدم‌ امر فرمود؛ زيرا آدم‌ را در اينكه‌ ظرفي‌ براي‌ آن‌ اشباح‌ گرديد،فضيلت‌ بخشيد».30
فرشتگان‌ و ملكوتيان‌ چون‌ بر وجود چنين‌ انوار لطيف‌ و شريف‌ در كالبد قداست‌يافتهء‌آن‌ خلق‌ جديد وقوف‌ يافتند، از رهگذر حقيقت‌ آسماني‌ (وَاسْجُدْ وَاقْتَرِب‌ْ) 31به‌ منظورقرب‌ به‌ آستان‌ حريم‌ الهي‌اش‌ سر تعظيم‌ نهادند و پيشاني‌ سجود ساييدند؛ (فَسَجَدَ الْمَلا'ئِكَة‌ُكُلُّهُم‌ْ أَجْمَعُون‌َ) 32 و اين‌چنين‌، آدم‌ صفي‌الله‌(ع‌)، آيينه‌دار طلعت‌ سلطان‌ ازلي‌ و جلوهء‌ مبارك‌محبوب‌ سرمدي‌ گرديد كه‌ طاير قدسي‌ روحش‌ را سائر در فضاي‌ بيكران‌ حق‌ ديد و درپرتو انوار جلال‌ رحماني‌ علي‌(ع‌) و جمال‌ رحيمي‌ زهرا(س‌) قدوم‌ مباركش‌ را باديه‌پيماي‌منازل‌ تكامل‌ و تعالي‌ مشاهده‌ نمود.
1 اسرارالحکم، ص20،خداوند تعالی فرمود:«من گنجی پنهان بودم.پس خلق را آفریدم تا شناخته شوم.»
2 اسرارالحکم، ص20،خداوند تعالی فرمود:«من گنجی پنهان بودم.پس خلق را آفریدم تا شناخته شوم.»
3 عوالی اللئانی، ج4، ص 98، ح 138(حدیث قدسی)
4 علل الشرائع، ج1،ص83،ح3، امام علی :« أَنّ اللهَ عَز و جَلَّ خَلَقَ ادَمَ مِن أدیمِ الاَرْضُ؛همانا خدا عزوجل آدم را از روی زمین آفرید».
5 الکافی،ج5،ص442، ح9، امام کاظم(ع):« همانا خداوند تعالی،آدم(ع)را از آب پاکیزه و گوارا آفرید».
6 تین/4:«لَقَدْ خَلَقْنا الْاِنسانَ فِی اَحْسَنِ تَقْویمٍ»؛«همانا انسان را در نیکوترین تقویم(صورت و سیرت ) آفریدیم».
7 بقره/30
8 حجر/29:«فَأِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَحْتُ فیه مُنْ رُوحی؛پس چون پیکر آدم را مستقیم گرداندم،از روح خود در آن دمیدم».
9 حجر/29:«فَأِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَحْتُ فیه مُنْ رُوحی؛پس چون پیکر آدم را مستقیم گرداندم،از روح خود در آن دمیدم».
10 حشر /24:«اوست خدای آفرینندهء پدید آورندهء صورت بخش که برای اوست اسم های نیکو».
11 التوحید،ص152،رسول اکرم(ص):« همانا آدمی را بر صورت خود آفریدم»
12 مشکوة المصابیح،ص433، رسول اکرم (ص):«قلب انسان مؤمن ،خانهء خداست».
13 نساء/171:«أِنَّمَا الْمَسیحُ عیسَی بْنُ مَرْیَمَ رَسُولُ اللهِ وَ کَلِمَتُةُ اَلْقیها أِلی مَرْیَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ»؛«به درستی که مسیح،عیسی پسر مریم،فرستادهء خدا و کلمهء اوست که آن را به مریم القا نمود و روحی از اوست».
14 الکافی،ج1،ص123،ح2
15 سر الصلوة،امام خمینی(س)،ص92؛شرح دعای سحر،ص38، رسول اکرم(ص):«کانَ أخی مُوسی عَیْنُهُ الْیُمنی عَمیاء وَ أَخي‌ عيسي‌' عَيْنُه‌ُ اليُسرِي‌' عَمْياء وَ انَا ذُو الْعَیْنَیْنِ؛برادم موسی ،چشم راستش نابینا بود و برادرم عیسی، چشم جپش نابینا بود و من دارای هر دو چشم».
16 بقره/253:« وَما عیسی را به روح قدسی تأیید نمودیم.»
17 سر الصلوة،امام خمینی(س)ص92.
18 منتهی الامال،ص129.
19 المناقب ،ج3،ص 259،پیامبر اکرم (ص):یَدْ خُلْ مِنْ هذَا الْبابِ رَجُلٌ اَشْبَهُ الْخَلْقِ بِعیسی(ع) فَدَخَلَ عَلِیٌّ (ع) فَضَحِکُوا مِنْ هذَا الْقَوْلِ فَنَزَلَ « وَ لَمّا ضُرِبَ اْبنُ مَرْیَمَ مَثَلاً أِذاً قَوْمُکَ مِنْهُ یَصُدُّونَ» ؛از این در مردی داخل می شود که شبیه ترین خلق به عیسی(ع)است. آن گاه علی (ع) وارد شد و مردم از این سخن به خنده افتادند،پس این آیه نازل شد:«و چون به پسر مریم مثال زده شد،قوم تو از آن روی گردان می شوند.»(زخرف/57)
20 الطرائف،ج2، ص512؛ کشف الغة،ج 1،ص170.
21 الاختصصاص، ص109، امام صادق(ع):«اِنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ خَلَقَ الْمَلائِکَةَ مِنَ النُّورِ وَ خَلَقَ الْجانَّ مِنَ النّارِ وَ خَلَقَ الْجِنَّ صِنْفاً مِن الْجانِّ مَنَ الرّیحِ وَ خَلَقَ الجِنَّ صِنْفاً مِن الجانِّ مِنَ الْماءِ وَ خَلَقَ آدَمَ مِن صَفْتحِة الطّینِ،ثْمَّ اَجری فی آدَمَ النَّورَ و النّارَ وَ الرّیحَ وَ الْماءَ...؛همانا خداوند عزوجل ملائکه را از نور،و جنیان رااز آتش،و طایفه ای از آنان را از باد ،و طایفه ای (دیگر)از آنان را از آب، و آدمی را از سطح خاک آفرید و آنگاه نور و آتش و باد و آب را در آدم قرار داد.»
22 بقره/30:«اَتَجْعَلُ فیها وَ مِنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءِ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ».
23 الخصال،خ2،ص385،امام باقر(ع):(لَقَدْ خَلَقَ اللهُ عَزُّوَجَلَّ مّنْذُ خَلَقَها سَبْعَهَ عَالَمينَ لَيْسَ مِنْ وُلْدِ آدَمَ خَلَقَهُمْ مِنْ اَديم الاَرْضِ فَآَسْكَنَهُمْ واحِِد مَعَ عالَمِهِ ثُمَّ خَلَقَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ اَباهذَا الْبَشَرِ وِ خَلَقَ ذُرِّيَّتَهُ مِنْهُ وَلا وَللهِ ما خَلَتِ الْجِنَّةُ مِنْ اَرْواحِ الْمُؤْمِنينَ مُنْذُ خَلَقَها وَ لاخَلَتِ النّارُ مِنْ اَرْواحِ الْكُفّار).
24 بقره/30.
25 بقره/31؛(وَ عَلَّمَ آدَمَ الْاَسُماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرْضُهُمْ عَلَي الْمَلائِكَةُ فَقالَ اَنْبِئُوني بِاَسماءِ هوُلاءِ اِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ)
26 بقره/32:(سُبْحانَكَ لاِعلْمَ لَنا اِلاّّ ما عَلَّمْتَنا اِنَّكَ اَنْتَ الْعَليمُ الْحَكيمُ).
27 بقره/33(اَلَمْ اَقُلْ لَكُمْ اِنّي اَعْلَمُ غَيْبَ السَّمواتِ وَالاَرْضِ وَ اَعْلَمُ ماتبدون وما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ).
28 آل عمران/33.
29 حجر/29.
30 تفسير الامام العسكري(ع)،ص219،امام حسن عسکری(ع):«....اِنَّ اللهَ تَعالي لَمّا خَلَقََ آدَمَ وَ سَوّاهُ وَ عَلَّمَهُ اَسْماءَ كُلِّ شَيءِِ وَ عَرْضُهُمْ عَلَي الْمَلائِكَةِ جَعَلَ مُحَمَّداًََ وَ عَلِيّاَََََ وَ فاطِمَةُ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ اَشْباحَاَََ خَمْسَةً فِي ظَهْرِ آدَمَ وَ كانَتْ اَنْوارُ هُمْ تَضيءُ فِي الْافاقِ مِنَ السَّمواتِ وَ الحُجُبِ وَالجِنانِ وَالْكُرسِيِّ وَالْعَرْشِ فَاَمْرِالله تعَالي المَلائِكَةَ بِالسُّجودِ لِادَمَ تَعْظيماً لَهُ اِنَّهُ قَد فَضَّلَهُ بِاَنْ جَعَلَهُ وِعاءََ لِتِلْكَ الْاَشْباحِ.»
31 علق/19
32 حجر/30(همهء ملائكه بر او سجده نمودند.)


مقالات معنوی استاد

کلیپ های تصویری

گلچینی از مجموعه سخنرانی های عارف هنرمند استاد یعقوب قمری شریف آبادی