در بين راهيان طريق، عده قليلي توسط خضر طريقشان جوينده آب حيات مي‌باشند.
گالری تصاویر

آهن ذوب شده در دستان استاد

پس از اينكه استاد قمري از تحصيل علم محروم شدند به منظور رفع مشكلات زندگي خانواده خود به كار آهنگري رو آوردند. كه بيش از 7ماه به آن اشتغال داشتند.



مسؤوليت اين نوجوان 12ساله در اين كار، دميدن در كوره بود تا بدين وسيله كوره، داغ و سوزان نگه داشته شود. صبح يكي از روزها، كارگران آهنگري تكه‌اي آهن ذوب شده به وزن 5كيلوگرم را از كوره بيرون آورده، آن را روي سندان گذاشته و به همراه صاحبكار خويش مشغول به كوبيدن آن مي‌شوند تا اينكه يك پتك بسازند. اما برخورد اولين ضربه، باعث مي‌شود اين آهن گداخته به وسط كارگاه پرتاب شود. آن هم جلوي پاي آن شاگردي كه تازه در اين كارگاه مشغول كار شده بود. در اين حال صاحبكار براي اينكه آهن سرد نشود، خطاب به يكي از كارگران فرياد زد: «آهن را بردار، بياور». بديهي است اين‌گونه فلزات ذوب شده را فقط با انبر به اين‌سو و آن‌سو منتل مي‌سازند، ولي اين‌بار دستان كوچك و لطيف يك نوجوان، ‌اين كار را براحتي انجام داد. اين نوجوان تازه‌وارد كه از استادكار خويش بسيار مي‌ترسيد به گمان اينكه اين دستور خطاب به او بوده است،‌ سريعاً آهن گداخته را با دستهاي عريان برداشته و آن را روي سندان مي‌گذارد. ديگران كه عمل اين نونهال را با شگفتي نظاره‌گر بودند با ترس و اضطراب زياد كار خود را رها ساخته و به گمان آنكه دستان او آسيب ديده به دورش حلقه زدند و چيزهايي چون آب نمك و غيره را آماده نمودند.
اما عنايات الهي بار ديگر همراه اين نوجوان شد و دستان نحيف و كوچك او هيچگونه آسيبي نديد و آن فلز داغ و سوزان را از آنكه بر بدن اين وليده الهي اثري گذارد، شرمسار كرده بود.
برگرفته از كتاب سجده رمز خلاقيت عشق (نويسنده: علي نعيم‌الدّين خاني)



  پرینت

زادگاه اولیای خدا، جایگاه طواف کنندگان و آرامگاه آنان، منزلگاه زیارت کنندگان می‌باشد.

پايگاه اطلاع رساني فروغ مهتاب

ارائه دهنده آثار علمي معنوي استاد يعقوب قمري شريف آبادي