كمال آدمي در نزد اولياي الهي به دو چيز حاصل مي‌گردد: اول يقين، دوم صبر.
گالری تصاویر

عشق، نسیم روح‌بخش

آنچه اولیای خدا را از دیگران متفاوت می سازد، این است که آنها مولود عشق پاک‌اند و بدین جهت می‌توانند زنان و مردان اجتماع را نیز از رهگذر چنین عشقی، به مقام و منزلت نورانیان و روحانیان ملکوتی برسانند و عشق‌های ظاهری را به سوی عشق های باطنی رهنمون گردند؛ چنان که تجربه نشان می‌دهد زنان بزرگ تاریخ کسانی بوده‌اند که در پرتو مغناطیس عشق اولیای الهی، خالص شده و خود سرمنشا نور و روح گردیده‌اند..

عشق نسيم روح بخش: استاد يعقوب قمري



عشق، نسیم روح‌بخش
استاد یعقوب قمری شریف‌آبادی
www.foroughemahtab.com،net، org
در طول تاریخ بشر، به‌ویژه در عصر حاضر، مقام و منزلت زن و گوهر نجابت و روحانیت او به فراموشی سپرده شده است. نگارنده در این مقاله درصدد تبیین حقیقت وجود زن و نقش مرد در نگهداری عارفانه از این گوهر ارزشمند آسمانی است و بدین منظور، ضمن اشاره به دو نمونه از زنان و مردان بزرگ تاریخ که می‌توانند اسوه نورانیت و روحانیت به شمار آیند، نقش اولیای الهی را در سازندگی و پرورش زنان طالب معنا، مورد بحث و بررسی قرار داده است. این دو الگوی هدایت‌بخش عبارتند از:«یوسف صدیق(ع) و زلیخا» که در کتاب‌های آسمانی تورات(عهد عتیق) و قرآن از آنها سخن رفته(1) و نیز «زکریای نبی(ع) و مریم مقدس(س)» که در کتاب‌های مقدس انجیل(عهد جدید) و قران از آنها یاد شده است.(2)
همچنین در پایان این نوشتار، نویسنده از باب ارائه تجربه معنوی زندگی خود، به بیان گوشه‌ای از شرح‌حال مادر خویش و ماجرای محبت او به ولی‌ای از اولیای الهی می‌پردازد.

جاذبه عشق در وجود زنان و مردان، موهبتی الهی است که در پرتو آن، ثمرات ارزشمندی نصیب جامعه انسانی می‌گردد. این جاذبه سازنده و ثمربخش را می‌توان به مغناطیس بین دو قطب مثبت و منفی در ژنراتورهای مولد الکتریسیته تشبیه نمود که در تولید برق در نیروگاه برق نقش مهمی را دارند. نیروی منتقل‌شده توسط محور از توربین به سیم‌پیچ داخل ژنراتور از آن جهت که در میدان مغناطیس بین دو قطب مثبت و منفی قرار گرفته و شرایط لازم در این فرایند از جمله فاصله بین این دو قطب رعایت شده، در نتیجه نیروی برق تولید می‌شود و شهرهای بزرگ و کوچک بهره‌مند از نور می‌گردند.
به همین ترتیب، مغناطیس عشق بین زن و مرد چنانچه از مسیر صحیح خود خارج نشده و آغشته به آلودگی نگردد، می‌تواند منشا نور و روشنایی برای اجتماع بشری باشد و زندگی سالم همراه با امنیت و ارامش را برای خود و دیگران به ارمغان آورد.
در این میان، جاذبه و کشش عشق در وجود زن، بسی قوی‌تر از مرد است و از آنجایی که در جریان خلقت انسان، زن از وجود مرد به ظهور رسیده،(3) وظیفه حفظ و نگهداری از این جلوه دلربای عشق در برابر آرزوهای دنیایی نیز بر عهده مرد نهاده شده است.(4) و چنانچه مرد کوچک‌ترین بی‌مهری نسبت به این ریحانه بهشتی(5) نشان دهد، موجبات رنجش باطنی و روی‌گردانی قلبی‌اش را فراهم می آورد و سبب تیرگی این گوهر درخشنده می‌گردد.
آنچه اولیای خدا را از دیگران متفاوت می سازد، این است که آنها مولود عشق پاک‌اند و بدین جهت می‌توانند زنان و مردان اجتماع را نیز از رهگذر چنین عشقی، به مقام و منزلت نورانیان و روحانیان ملکوتی برسانند و عشق‌های ظاهری را به سوی عشق های باطنی رهنمون گردند؛ چنان که تجربه نشان می‌دهد زنان بزرگ تاریخ کسانی بوده‌اند که در پرتو مغناطیس عشق اولیای الهی، خالص شده و خود سرمنشا نور و روح گردیده‌اند.
هدایت و بصیرت زن، ضمن آنکه به سلامت جامعه منجر می‌شود، خانواده او را هم تحت تإثیر نورانیت و روحانیت قرار می دهد؛ زیرا وقتی زن از روی محبت رهسپار طریق اولیای الهی شود، همسر و فرزندان او نیز در راه اولیای الهی قرار می‌گیرند.
یوسف(ع) و زلیخا، الگوهای نورانی
یکی از زیباترین داستان‌های عبرت‌آموز عشق، ماجرای یوسف(ع) و زلیخا(6) است که در قرآن کریم به صورت «احسن‌القصص»تعبیر شده؛ زیرا با وجود عشق وصف‌ناپذیری که میان آنها بود(7)، یوسف(ع) در برابر خواهش‌های زلیخا، همواره صبر و بردباری می‌نمود، صبر و استقامتی که نتیجه توجهات ربوبی و ثمره اتصال به سلسله انبیاء(ع) بوده و به موجب آن، زلیخا هم در نهایت به زینت طهارت آراسته شد و قلب سرشار از اشتیاق او از گذرگاه عشق ظلمانی به گلشن عشق نورانی راه یافت، و یوسف(ع) هم توسط او، مسیر طهارت و تعالی را پیمود، و به سیرت زیبای بهشتی نایل گردید.
به بیان دیگر، داستان دلنشین یوسف صدیق(ع) که در قرآن کریم به عنوان «بهترین قصه‌ها» یاد شده، به این جهت است که یوسف(ع) در مقابل جاذبه‌های عشق زلیخا پایداری نموده و در پرتو فیض‌بخشی مربی باطنی‌اش حضرت یعقوب(ع)، به ظلمت نفس آلوده نشد(8) و در برابر مغناطیس جمال زلیخا، صبر و شکیبایی نمود و در نتیجه این صداقت و وفاداری نسبت به عزیز مصر، امین حکومت و صاحب جاه و منزلت گردید و به جهت جوانمردی و استواری در برابر جاذبه شدید وجود زلیخا، از سوی پروردگار خویش به مقام نبوت و علم تعبیر رویا نایل شد.(9) همچنان که یوسف، جوشش این علم ربوبی را از طریق قلب سلیمش، مرهون پرهیز از تمایلات نفسانی زنان مصر به ویژه زلیخا دانسته است.(10)
بنابراین، رابطه زلیخا با یوسف(ع) در خلوتگاه خویش، باعث شعله‌ور شدن آتش عشق میان آنان گردید؛ اما استقامت یوسف صدیق(ع) در برابر این عشق، موجب تجلی نور هدایت شد که سرانجام هر دو به مرتبه نورانیان راه یافتند و پس از ازدواج به زیور فرزندانی پاک‌سرشت و نسلی روشن ضمیر آراسته گردیدند؛ فرزندانی که در عالم باطن به منزلت والای ولایت و معرفت نایل آمدند و در عین پوشیدگی و گمنامی در میان مردم، جویندگان نورانیت را از عشق پاک خویش بهره‌مند ساختند.(11)
زکریا(ع) و مریم(س)، الگوهای روحانی
قصه یوسف(ع) و زلیخا به عنوان نماد عشق نورانی مورد اشاره قرار گرفت؛ اما داستان زکریا(ع) و مریم(س) به عنوان بارزترین نمونه عشق روحانی که مرتبه‌ای بالاتر از آن دارد، مطرح می‌گردد. ثمره چنین عشقی، عیسی مسیح(ع) است که آسمان انسانیت را به عشقی روحانی مزین ساخت. در قرآن کریم از این جلوه روحانی به عنوان «عیسی بن مریم» یاد شده؛ چرا که او عشق روحانی را از وجود مطهر مادرش، مریم مقدس(س) به ارث برده؛ زن فرشته سیرتی که با تاییدات پروردگارش، مراتب رشد معنوی(12) را طی نموده و تحت تکفل ربانی زکریای نبی(ع) از رزق بهشتی و مائده عشق چشید و در حریم محافظت و محبت آن پیامبر الهی، نهال وجودش به ثمر نشست.
زکریای پیامبر(ع) به عنوان پرورش دهنده‌ای محبوب، در تربیت روحانی مریم(س) بسیار تلاش نمود و در پرتو توجهات ربانی‌اش هر دم نسیم حیات‌بخش محبت را بر وجود مریم(س) روان می‌ساخت و پیوسته او را از چشمه‌سار روحانی خویش سیراب می‌نمود، تا اینکه شکوفه وجود مریم به گلی زیبا و خوشبو تبدیل گردید و مریم(س) این‌گونه تحت توجه و عنایت ربانی زکریا(ع) از محبت او بهره‌مند بود و پیوسته در محراب نیاز، از مائده عشق روحانی تناول می‌نمود(13) و آیینه دل را جلا می‌بخشید تا آنجا که شایسته خطاب فرشتگان الهی گردید که: «ای مریم! همانا خداوند تو را انتخاب نمود... و بر زنان جهان برگزید»(14)
بدین ترتیب، ضمیر پاک‌سرشت مریم(س) به نفخه روح‌القدس تایید شد و توسط فرستاده پروردگارش که شبیه انسانی درست‌اندام بود(15)، روح پاک رحمانی در وجود مطهر مریم دمیده شد تا عیسی مسیح(ع)، این جلوه روحانی عشق، متولد گردد و رایحه عشق و روحانیت را در عرصه گیتی پراکنده سازد و پیام‌آور مهر و محبت برای بشریت باشد.
تجربه معنوی نگارنده
آنچه از مطالب فوق می‌توان نتیجه گرفت، این است که زن در جهان هستی مانند شکوفه‌ای است که تنها در بوستان عشق باغبانان معنویت از هر گونه آسیبی حفظ می گردد و به گلی زیبا تبدیل می شود و آنگاه فضای جامعه انسانی را از بوی خوش خود آکنده می‌سازد. زندگی پرفراز و نشیب این حقیر، خود گواه بر صدق این مباحث و بیانگر تاثیر شگرف توجه قلبی و عشق و دلدادگی به پاک‌سیرتان اهل معنا می‌باشد؛ به فرموده مادر بزرگوارم ماجرای تولد اینجانب، در پی عنایت و پیشگویی ولی‌ای از اولیای الهی رخ داد. ماجرا از آنجا آغاز شد که یکی از شب‌های برفی و بسیار سرد زمستان، در روستای شریف‌آبادی شهرری تهران(16) آن ولی الهی در خانه محقر والدین این حقیر مهمان شده و از میزبانی سرشار از مهر و محبت آنان، به ویژه مادر بزرگوارم، برخوردار گردید. وی به موجب کراماتی که هنگام ورود آن پیر روشن ضمیر به منزل خود از ایشان دیده بود، نهایت شوق و ارادت صادقانه و عشق و مودت خالصانه خویش را نثار وی نمود و پیوسته سرشک دیدگانش، میزبان محبت و ارادتی روحانی گشته و سینه‌اش مالامال از نیاز و عطش خدایی شد.
و بدین سان در آن شب برفی از سوی آن ولی زمان، نفحات رحمانی بر محراب قلب عاشق‌پیشه مادرم وزیدن گرفت تا او در سرشت حمل خویش-که مرا چهار ماهه حامل بود- شاهد جلوه‌ای معنوی باشد و در آینده‌ای نه چندان دور، ثمره این عشق نورانی و روحانی را به ظهور رساند.
آن ولی رحمانی در مورد تولد بنده، خطاب به والدینم چنین پیشگویی کرده بود: «خداوند رحمان به شما فرزند پسری عنایت می کند که نامش «یعقوب» است و در پهلوی راست بدن این نوزاد، خال سیاه هاشمی به اندازه سرانگشت سبابه وجود دارد و هر چه بر عمر آن مولود افزوده شود، آن نشان هم بزرگ‌تر می‌شود تا این‌که به مقام و منزلتی که شایسته اوست رسید، آثارش محو می‌گردد.»(17)
در پایان بر این نکته مهم تاکید می‌نمایم که در هر عصر و زمانی، اولیای الهی که میراث‌دار ولایت و الگوهای نورانیت و روحانیت هستند، وجود دارند و در پناه نگهداری و تربیت آنان است که جامعه انسانی، به خصوص زنان می‌توانند به جایگاه و منزلت واقعی خویش نایل شوند و ثمرات روحانی و پاک‌سرشت را برای اجتماع بشری به ارمغان آورند.
پی‌نوشت‌ها:
1.عهد عتیق، سفر پیدایش:39-42؛قرآن کریم، سوره یوسف(ع)
2.عهد جدید، متی:1/18-25؛ لوقا:1/5-38؛ قرآن کریم، آل عمران/37-47؛مریم.2-34.
3.نساء/1: «ای مردم! در برابر پروردگاری که شما را از نفس واحد افرید و سپس از ان، همسرش را خلق کرد، پرهیزگار باشید» امام صادق(ع): « همانا زن از وجود مرد خلق شده است و تمام همت و توجه زن به مردان است.» (وسائل ‌الشیعه، ج19، ص35، ح94)
4.نساء/34: «مردان بر زنان تسلط دارند.»
5.نهج‌البلاغه، ص405، امام علی(ع): «همانا زن، گیاه خوشبو است.»
6.زلیخا، همسر فوطیفار از سرداران سپاه فرعون.
7.یوسف/24: «آن زن قصد یوسف کرد و یوسف نیز قصد آن زن می‌نمود، اگر برهان پروردگارش را نمی‌دید.» یوسف/53: «[یوسف گفت:] و نفسم را بری نمی‌دانم؛ همانا نفس هر آینه به بدی امرکننده است، مگر آن‌که پروردگارم رحم کند.»
8.تفسیر‌القمی، ج1،ص324،ذیل آیه 24،سوره یوسف: «پس زن عزیز برخاست و درها را بست و چون هر دو مایل شدند، یوسف چهره یعقوب را در گوشه‌ای از خانه دید که انگشت خود می‌گزید.»
9.یوسف/6: «و همچنین پروردگارت تو را برگزیده و تاویل احادیث را به تو آموخته، نعمتش را بر تو تمام می‌نماید.»
10.یوسف/33: «یوسف گفت: ای پروردگار من! زندان محبوب‌تر است برای من از آنچه آنان مرا به سوی آن می‌خوانند... .»
یوسف/37-38: «این دانش از اموری است که پروردگارم به من آموخت. همانا من روش قومی را که به خدا ایمان نمی آورند و به روز آخرت کافرند، ترک نمودم و روش پدرانم؛ ابراهیم و اسحاق و یعقوب را پیروی کردم.»
11.حدیث قدسی: «اولیای من زیر پوشش من [مخفی] هستند که جز من کسی آنها را نمی‌شناسد.» (مصباح‌الهدایة و مفتاح‌الکافیهة،ص387)
12.آل عمران/37: «پس پروردگار، مریم را به نیکی پذیرا شد و او را نیکو رشد داد.»
13. همان: «هر بار که زکریا در محراب بر او (مریم) وارد می‌شد، نزد او رزق وروزی خاصی می‌یافت.»
14. همان/42.
15.مریم/17: «پس روحمان را به سوی او (مریم) فرستادیم. پس برای او به صورت بشری کامل نمایان شد.»
16.روستای شریف‌آباد، روستای کوچکی از توابع شهر ری که در محدوده فعلی فرودگاه بین‌المللی امام خمینی(س) قرار داشته است.
17. این رویداد معنوی و پیشگویی آن ولی خدا به زبان پدر اینجانب در نوار صوتی ضبط شده از ایشان، بیان گردیده و نیز شرح کامل آن در کتاب «زن طائر فردوس یا ساحر دوزخ» اثر این حقیر و کتاب «سجده رمز خلاقیت عشق» اثر علی نعیم‌الدین خانی آمده است.

www.foroughemahtab.com ،net، org


 



  پرینت

در غیب زیباتر از ملائکه، روح القدس و در شهود زیبا‌تر از ابرار، مقربان می‌باشند.

پايگاه اطلاع رساني فروغ مهتاب

ارائه دهنده آثار علمي معنوي استاد يعقوب قمري شريف آبادي